مرد گمشده در جزیره


کشتی مردی در یک طوفان عظیم غرق شد اما این مرد به طرز معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیره ای برساند.

این مرد با هزاران زحمت برای خود یک کلبه ساخت ...

روزی برای تهیه آب به جنگل رفته بود ؛ وقتی به کلبه برگشت در کمال ناباوری دید که کلبه در حال سوختن است.

به بخت بد خود لعنت فرستاد و بعد شروع به گله کردن از خدا کرد که : خدایا تو مرا در این جزیره زندانی کرده ای و حالا که من با این بدبختی توانسته ام این کلبه را برای خودم درست کنم باید اینگونه بسوزد!


مرد با همین افکار به خواب عمیقی فرو رفت ... .

صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی از خواب پرید ؛ او نجات یافته بود!
وقتی سور کشتی شد ، از ناخدا پرسید چگونه فهمیدید که من در این جزیره هستم؟

ناخدا پاسخ داد : ما علایمی را که با دود نشان می دادید دیدیم!

 

شهرکرد٬دو کیلو متری جاده سامان هی اقای راننده نگه دار پیاده میشیم

اینجا  عمو کاظمی نداره

هواش خوبه غذاش خوبه

بهداشت که حرف نداره

استاداش میشه گفت وجدان کاری بالاتری دارن -من که راضی ام

این راهرو حکم همون سایبونایی رو داره که توی چمران زدن

 ا

این ۴ تا چمن رو هم بجای فضای سبز کشاورزی قبول کنید

پروپوزال

محمد از شهرکرد دنبال موضوع برای پروپوزال آمده بود دانشکده.تعجب کرده بودیم و از روی نادانی دانشگاه شان را هم با بچه ها مسخره می کردیم.ولی ظاهرا اصولی اش همین است.ارائه ی موضوع و پیگیری پایان نامه ربطی به گذراندن دروس ندارد.اصلا خیلی قرار نیست در تحصیلات تکمیلی آموزشی دیده شود. دانشجو در چهارسال گذشته هر آنچه که لازم بوده آموخته .
چیزی که الان در کشور رواج دارد برخلاف اصل نسخه ی غربی آن است.ما معمولا برای فرار از بیکاری یا پیدا کردن شغلی بهتر ادامه تحصیل می دهیم و بعد از ورود به کارشناسی ارشد وگذراندن یکی دو ترم تازه به دنبال یک سوژه برای پایان نامه می گردیم. در حالی که روال اصلی اش اینگونه است که شما لیسانس ات را گرفته ای و وارد بازار کار شدی . سپس برای رفع نیاز علمی یا علاقه شخصی خود یا شرکت دوباره وارد دانشگاه می شوی. به قول دکتر بهزاد مثلا گروه محیط زیست ما نیاز به یک متخصص آلودگی آب دارد شخصی را پذیرش می کند که به دنبال این تخصص است تا نیاز علمی فرد و دانشکده هر دو تامین شود.
همین است که کوهی از پایان نامه ها و مقالات و آی اس آی هاجمع می شود ولی دوزار از مشکلات مملکت را حل نمی کند!

مشرکین دانشکده!



فروردین ۸۷
ویلای سد شهید عباس پور
حضرات اسمعیل.ش و مهدی.ک
+
بیت نامربوط :
کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود
حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست!

سلامی چو بوی خوش آشنایی...

امروز اولین روز دانشجوییم توی دانشکده جدیدمه .. اما بازم میگم علوم آب اهواز همیشه تکه! دوستام و نگاههای اشنای اونجا فراموش نشدنین...

خابگاه و مسایل خاص خودش...

تازه واردین و مسایل خاص خودش...

فوق لیسانس و مسایل خاص خودش...

دوری و مسایل خاص خودش...

۴۰ دقیقه از کلاس دکتر ابراهیمی گذشته بود که رفتم کلاس  . با لبخند گرم و سوزانش منو بدرقه کرد و سرپایی شجره نامه ام رو پرسید! همدوره دوره دکترای آقای کاشفی پور بوده... بگذریم!

امیدوارم اونجا ( چمران ) به همه خوش بگذره ( به شما و شما و شما و .......... شما)

اینم از اولین پست از سایت گروه ابیاری و ابادانی دانشگاه تهران در وبلاگ مهندسی آبی .دانشگاه چمران