خانه
5/3/2012
معلم من کسی است که از او آموخته ام چگونه بودن نیکوست و چگونه نبودن زیبا...
بوسه بر دستانتان میزند این شاگرد ... سلامتی را از خداوند برایتان خواهانم
امروز دیگه ایران نبودم.
دلم براتون تنگ میشه.. اینجا زیباست.
بیادتون هستم.
سلام نمی کنم چرا که سلام مال آنهاست که جایی شبیه دو خط مورب از یکدیگر می گذرند و تو خوب میدانی که جهان کوچک ما از فاصله ها چقدر فاصله دارد.
ثانیه ها همیشه در سفرند، سفری که از چشم تو آغاز می شود و بر بال سوخته ی پرستوهای بی آشیانه، تا افقی در امتداد ستاره های اشک هایم، وزیدن می گیرد.
پشت قاب عکسی که آیینه ی خاطراتی هرچند قدیمیست برایم نوشتی:
لحطه ای زیباست، مینویسم برایت
آری زیباست، بخوان بیادم
بودن زیباست حتی در یادت
بهار90
بهار 90 در راه است ای عاشقان، زمین چادر سبز بتن میکند، شاد باشید، برگی که در خزان مغرورانه چهره ی سرخ و زردش را به خاک میسپارد، در حال میلاد است.
برخیزید و بخندید چرا که در یاد میشمارم 1386 - 1387 - 1388 - 1389 -....و انشاا.. 1390 را در کنارتان بودم و هستم و 13 را گره به سبزه میزدم،، 13 امسال بدر کنید اما یاد ما را از خانه ی دلتان بدر نکنید چرا که نبودن و ندیدن بی تاثیر نیست! وبلاگ مدتیست که در خواب زمستانی رفته بود و همان چند یار و همدم دیرین، گله گزار !
رفقا و عزیزان هم دوره ای و حتی تو ای آشنای غریب، سفری در پیش دارم که نمیدانم چه وقت فرصت دیداری مجدد رخ میدهد و مجالش کی بدست می آید...9فروردین ساعت 7:30، با توکل به خدا برای ادامه تحصیل به روسیه می روم! حلال کنید...
سلام ای سحرگاه رفتن...اینم ی پست جدید
البته همه در هول ولای کارت و کنکور و عصر جمعه که دلمون رو به تپش می انداخت!
آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان کنکوری را دارم ...
به ش.:
"کوچولو شبا آروم بخاب، همه بیدارن تا مراقب آرامشت باشن، ببخشید که پیشت نیستم و تنهایی، الان بزرگترین آرزوم دیدن لبخند رضایتت پس از کنکوره"
ما به اونی که داره به یکی دیگه حب میورزه یاداور میشیم: آقا یادت نره 1 شاخه گل سرخ از (اول پل نادری) میخری ..خاراشو میچینی و دوشنبد میدی خزمته خانوم... بهشون میگی ولنتینت مبارک ایشالا 100 ساله شی
اینم از حمایات ما... 
شروع، گویا سنگین تر است برای آدمی، تنها!
پایان، خود بسراغت می آید، نگرانش نیستم!
آرام
آمد، میدانستم که رفتنی بود!
آمد، گفت :خواهد رفت!
آمد، رفتنش مهم نبود!
آمد، چه دیر! دیر آمده بود!
آمد، گویا خیالی بیش نبود!
آمد، اشتباه آمده بود! رفت!
آمد، کاش نیامده بود!
آمد، ...
..
.
نیامده رفت!
گروهی بودند، گروهی بودیم،گروهی هستد.
من ...
به هیچکس، برای خود، می خوانم! می روم!
گنگ یا گویا ...
تو نیز بگذر
21.1.2011
20:14
گفتم با خود. نمینویسم دیگر.
نیست اینجا مستمع.
نیست در پس هر آینه نگاه.
گفته بودم برایت احوال این مردم بیمار.
ناامیدند و خفته مردم سرزمین آرزوها.
چند روزیست پاسخم نمیدهی. خطایی کرده ام گویا. 
همیشه با من بودی و قدر تو را ندانستم. کنارم هر لحظه عطرت به مشام میرسد و یادت زنده. کاش بیاد آوری آنروز که اشکهایت سیل غم ها را به دامنم کشید و با نگاهی غمگین بدنبال واژه ای میگشتم بلکه گواه غفلت هایم کنم!!! تو گذشتی از تقاصیرم و پاکبازی را به رخم کشیدی ...
دیگر کافیست .... دلتنگت هستم
درخت و گل و دل نیاز به تو دارند که نمیرند؛ بوز، بیا، ببخش ...
من که بازی رو از TV نمیبینم برای تفریح گفتم بریم... ایستگاه ورزشگاه آزادی که پیاده شدیم، جو گیر میشدیم اما ب زحمت میپروندیمش....
سرتونو درد نیارم دوربینمو از چند گیت به زحمت رد کردم و بهترین نقطه ورزشگاه نشستیم .مقابل نیمکت!
لیدرها.. تنقلات چی ها....حراست... تماشاچیا... ما(امین .سعید محمودی .رضا کشاورزنیا.میثم ضربی زاده)... این آقا ه که کنارم نشست و اول بازی فکر میکردم که فوش دادن تعطیله اما خودش دایراالمعارف فوش بود... تماشاچیایی ذوب آهن...و و و
خلاصه بچه بره ورزشگاه مرد بیرون میاد... خوش گذشت جای دوستان خالی

متاسف برای دوستایی که دیدم قصد دارن . بیشتر متاسف برای اونای که نمیدونستم گرفتار شدن اما به عینه دیدم ...کاری نکنید که متاسف شم از اینکه نتونستم مانع شما بشم....
اخه همشون دانشجو بودن اونجا !!! 3 تاشونو که مدتها بود ندیده بودم از دوستای دوره لیسانسم بودن!!
100% برا خودم پیش اومد اما تن ندادم.....
میگن لیاقت میخاد ، میگن از چند فیلتر رد میشی و همینطوری نمیشه کسی رو خوشبخت(دعوت) کرد ، عجب office با کلاسی! همه درسو گداشته بودن کنار، همه ادمای سطح متوسط یا پایین از لحاظ اقتصادی...اخه شما چرا!!!!!!!!!
اولين آزمون نيمه متمركز دكتري سال 1390 بصورت آزمون كتبي براساس اطلاعات مندرج در جداول زير از طريق سازمان سنجش آموزش كشور برگزارمي گردد.
جدول زمانبندي آزمون:
شروع زمان ثبت نام |
تاريخ برگزاري آزمون |
اعلام نتايج چند برابر ظرفيت | |
|
3/11/89 لغايت 10/11/89 |
25 فروردين ماه 1390 |
اواخر ارديبهشت ماه 1390 |
شرايط و ضوابط كلي:
- داشتن مدرك كارشناسي ارشد يا دكتراي حرفهاي مورد تاييد و يا دانشجوي سال آخر كه تا 31/6/1390 فارغ التحصيل شود.
- متناسب بودن مدرك تحصيلي داوطلبان با رشته مورد تقاضا در آزمون الزاميست.
- فارغ التحصيلان رشتههاي مختلف با مدرك معادل حق شركت در آزمون را ندارند مگر اينكه در آزمون جامع ارزيابي دارندگان مدرك معادل كارشناسي ارشد كه توسط سازمان سنجش آموزش كشور برگزار شده است ، پذيرفته شده باشند.
- داوطلب فقط ميتواند در يك رشته شركت نمايد.
- داوطلبان ميتوانند ...
...
کشتی مردی در یک طوفان عظیم غرق شد اما این مرد به طرز معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیره ای برساند.
این مرد با هزاران زحمت برای خود یک کلبه ساخت ...
روزی برای تهیه آب به جنگل رفته بود ؛ وقتی به کلبه برگشت در کمال ناباوری دید که کلبه در حال سوختن است.
به بخت بد خود لعنت فرستاد و بعد شروع به گله کردن از خدا کرد که : خدایا تو مرا در این جزیره زندانی کرده ای و حالا که من با این بدبختی توانسته ام این کلبه را برای خودم درست کنم باید اینگونه بسوزد!
مرد با همین افکار به خواب عمیقی فرو رفت ... .
صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی از خواب پرید ؛ او نجات یافته بود!
وقتی سور کشتی شد ، از ناخدا پرسید چگونه فهمیدید که من در این جزیره هستم؟
ناخدا پاسخ داد : ما علایمی را که با دود نشان می دادید دیدیم!
امروز اولین روز دانشجوییم توی دانشکده جدیدمه .. اما بازم میگم علوم آب اهواز همیشه تکه! دوستام و نگاههای اشنای اونجا فراموش نشدنین...
خابگاه و مسایل خاص خودش...
تازه واردین و مسایل خاص خودش...
فوق لیسانس و مسایل خاص خودش...
دوری و مسایل خاص خودش...
۴۰ دقیقه از کلاس دکتر ابراهیمی گذشته بود که رفتم کلاس
. با لبخند گرم و سوزانش منو بدرقه کرد و سرپایی شجره نامه ام رو پرسید! همدوره دوره دکترای آقای کاشفی پور بوده... بگذریم!
امیدوارم اونجا ( چمران ) به همه خوش بگذره ( به شما و شما و شما و .......... شما)
اینم از اولین پست از سایت گروه ابیاری و ابادانی دانشگاه تهران در وبلاگ مهندسی آبی .دانشگاه چمران
باران بباری باز هم سیلاب چشمانت
چیزی ندارد کم کند از حس پنهانت
بیخود برایم گریه ات را سر نده ، برگرد
دیگر نمی خواهم بمانم کنج زندانت
بر شانه ها و گردنم ، با حس یک عاشق
مثل طناب دار می افتاد دستانت
من نامه هایت را به آتش ها سپردم
با آخرین تصویر از لبهای خندانت
دیگر درون شعر من جایی نخواهی داشت
دارد سروده می شود مصراع پایانت
ستایش باد پروزدگار امید و ارزو... چنان که به رویای بودنش دمید
همچنان میرفتو میرفتم... بیانکه بدانم کجا...مشتاقانه....
زنجیری که نگاهش به پایم بسته بود اختیارم سلب کرده بود... تنهایی را به دوش میکشیدمو دلخوش به زنجیری که اسرات را به دامنم هدیه میداد.. ثانیه ها رقصان به دورم میچرخیدندو من گیج ترین لحظات خوشی را به دستشان شادباش میدادم.... گذشت
دوش در خوابی گریبان گیرم شد، شنیدم صدایی نوازشگر که میگفت: گویا در لهنت سردی و خستگیه پاییز خانه کرده ..
اهل زمستان را با اهل اذری سوزان چگونه است! ... از سردیه کلامم گفت و نگاهش اذرم باور نداشت!!!
گویا اشنایی دیرین با من از درون ... نهفته در پس اخرین روئیت ... بوسه های پنهانم بر چهره اش سرخیه التهاب اوری افریده بود و من در باغ نگاهش به هر سو کشیده میشدم .. بی انکه بدانم اتش در باغ چه میکند!!
منی که بسرعت در خود میچیدم تا او را با گرمای وجود اشنا کنم، ندانستم که شبنم های یخ زده و بلورین خفته بر جوانه های ارزو را نادیده میگیرم .. ارامش چشمانش باغی هوس انگیز برایم ساخته بود ،ندانستم افروختنی چنین یا باغ را نابود میکند و یا در رویای ماندن خاموش و سرد میشود.....
شد ان خواب و بیداریم پس از ان .... لبخندی از رو ناباوری ... شروع روز دیگری .. امید دیداری تکراری.... تکراری از عادت عاری
سلام به همه ی دوستان ...
خواهشا دیگه به این دلیل که ربطی به رشته و درس و مشق نداره زیر سوال نره
امیدوارم تابستانی خوش و خرم داشته باشید ... دوستدار شما .م.ا.م
نیروهای ناتو به دلیل آلودگی آب بعضی از نقاط افغانستان درخواست حجم خیلی زیادی آب معدنی از ایران داد که بعد از ورود اولین محموله دیروز تمام بطری های آب معدنی به دلیل وجود مواد سرطان زا به ایران عودت داده شد. جالبه که خیلی ها این خبر را خواندند ولی هیچوقت به این قضیه فکر نکردند چرا بطری های آب معدنی که الان نزدیک یک دهه در ایران و بین قشر زیادی از مردم استفاده میشود اینطور سرطان زا شناخته میشود؟توی اروپا آب های معدنی فقط یک هفته اعتبار دارند ، ولی در ایران خیلی هفته!!!!
حالا با دقت مطالب زیر را بخوانید تا متوجه شوید قضیه از چه قراره؟
طبق نظر تمام حکما و علما آب سالم، آبی است که وقتی شما آن را در یک ظرف میریزید و در یک محیط راکد (مثل اتاق) قرار میدهید، این آب باید ظرف 48 ساعت بو بگیره و شروع کنه به گندیدن..... خوب حالا شما تشریف ببرید یک بطری آب معدنی بگیرید و توی یک کاسه بریزید و 6 ماه صبر کنید! اصلا" 10 سال صبر کنید.میبینید که کوچکترین بوئی نمیگیره....آب شیر بعضی از شهرهای ایران هم همین خاصیت عدم گندیدن و بو گرفتن را داره....
دلیلش اینه که شرکت های بسته بندی آب های معدنی برای ماندگاری بیشتر آب های توی بطری ، داخل آن به به ازاء هر یک لیتر به اندازه نیم میلی گرم فلوراید میریزند که این ماده شدیدا" نگهدارنده و بدون بو هستش و برای یک بدن 100 کیلوئی خطرناک و سرطان زا است. همین فلوراید وقتی با آب وارد بافت بدن شما میشود، درون بافت قرار گرفته و آب خارج میگردد و بدن بصورت اتومات دور آن لایه لزج محافظ ایجاد میکند که به مرور بافت های شما بزرگتر میشود و به همین دلیل صبح ها احساس میکنید بدن شما ورم کرده یا چاق شده ائید. اصولا" بعضی از خانمها میگویند آب میخوریم چاق میشویم! دلیل این امر وجود همین ماده میباشد. بهترین کار برای سلامت بدن اینه که آب شرب خود را در یک ضرف مسی بجوشانید و در یخچال بگذارید تا خنک شود. بعد از 45 روز میبینید که چطور بدن شما جمع و جور شده و به اصطلاح وزن شما در بدن شما بطور دقیق تقسیم میشود.
چهار نفر بودند، اسمشان اين بود: همه كس، يك كسی، هر كسی، هيچ كس. كار مهمی در پيش داشتند و همه مطمئن بودند كه يك كسی اين كار را به انجام می رساند. هر كسی ميتوانست اين كار را بكند، اما هيچ كس اين كار را نكرد. يك كسی عصبانی شد، چرا كه اين كار، كار همه كس بود، اما هيچ كس متوجه نبود كه همه كس اين كار را نخواهد كرد. سرانجام اين داستان اين طوری تمام شد كه هر كسی يك كسی را چرا هيچ كس كاری را نكرد كه همه كس می توانست انجام بدهد سرزنش كرد چرا كه
دوستاي85 يي تااينجاي راهو اومديم ....
توي وبلاگ زيرقراره نظراتمونو براي چگونگي برگزار كردن اين جشن اعلام كنيم ... البته تا اين زمان هيچكي حرفي نزده اينگاري دوست ندارن اين جشن وداع رو با دوستاي عزيزمون بگيرند.....
شايد اما شايد ...
اولين روز دبستان بازگرد
کودکيها شاد و خندان بازگرد
بازگرد ای خاطرات خوب من
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به دارا داده بود
مانده در گوشم صدايی چون تگرگ
خش خش جاروی بابا روی برگ
همکلاسی هاي من يادم کنيد
بازهم در کوچه فريادم کنيد
کاش هرگز زنگ تفريحي نبود
جمع بودن بود و تفريقی نبود
اي دبستانی ترين احساس من
بازگرد اين مشقها را خط بزن
سلام هایی شیرین بر کاروانی که رفته رفته به آبادیه وداع داخل میشوند .
همروان، یاد باد سرود شروع، که هرگز نخواهیم از یاد بردش .
سرودی که هر یک از ما بار اول در ابتدای راهی به نظر ناتمام سر دادیم .
اری ناتمام .
.مسافر ماندنی نیست. در حالی که یادش را اسمان خاطراتش پژواک میدهد ...
سلام
تو را میگویم ای اولین همسفر، ای انکه دیدنت بر من همچون زندگی بود و ای یاد اور لحظات زیستن.
در کنار هم پیمودیم انچه را که برگزیدیم دانسته به پایان میرسانیم، اگر با لبخندی خیس، اگر از اشک وداع !
نوشتی برگهایی که ساربان می اموخت .. کاروان همچنان می رفت و من بدنبالش و بدنبالت
بر چشمه ها و زیر سایه ها نوشتی و من خواندم .. خواندنی از روی شوق ..
رسواترینم اگر پس از هجرت فراموشت کنم!
یاد را باید بجا اورد .
تو را فراموش نتوان کرد .
زندگی را باید تجربه کرد
آنگاه خاطره ای از بودنت ساخت.
سلام بر کاروانیان
سلام بر
های وهوی کلاسی پر از همکلاسی ....
سلام بر
شوق دیدارهایی تکراری .....
سلام بر چمدانهای فاصله ....
سلام بر غروب روزهای فراغ ...
گویا سفر بر مسافر واجب است
خدمت تمامی دوستانی که واحد اقتصاد مهندسی اخذ کرده اند عرض میشود استاد هم اکنون در کلاس شماره ۱۳ منتظر میباشد لطفا تشریف ببرید ......
قابل توجه : نزدیک به ۱۵ نفر از دوستان درسایت دانشکده حضور به هم رسانیده اند لهذا ذکر در وبلاگ معقولانه تشخیص داده شد ...!
با تشکر
سرمایی که کم کم رفتنی بود . گرمایی که به انتظارش دستها برخاسته اند .......
اینه هایی که خاک گرفته و رنگی جز کدورت ندارند!
کنجی کرخت نشسته ام ./ گیج و غمین ./ ندانم که ایا بودی یا تصور باطلم شعبده ای برایم ساخته بود ./ در اینه ها بدنبالت دویدم، دیگر نمیتوانم به اینه ای رو کنم. دیگر به دنبالت نخواهم گشت . / تو در اینه ی چشمانم تنها خود را دیدی ./ خود خواه./
چشمها را باید شست./ تاکنون نفهمیدم سهراب چه گفته ./ اری ، پس از خوابی عمیق چشمها را باید شست ./
سلام به همه دوستان پرلطف و باصفای علوم آبی وغیره
دست نوشته ی مورد نظر حاصل اندیشه ی دقیق و زیبای دانشجویی علوم آبیست که بطرز ماهرانه ای به شرح وقایع اخیر پرداخته و نگارش شده ( جا داره از خانم طاهریان که اجازه ی ثبت مطلبشون را در وبلاگ دادن تشکر کنیم )
برا ی دیدن این دست نوشته به ادامه مطلب رجوع شود
ساعت رو نگاه کردم ....
دیگه وقتی نمونده بود
چشمام ناباورانه به غروب جمعه ای گرم توی تابلویی که چند ماه درگیرش بودم خیره بودن
داره تموم میشه امین باور کن
اما چطور؟
میخندیدم .
شاید
فکر میکردم که میخندم
کوبش نبضی که مدام یاداور گذر زمان بود این خنده را از لبانم میگرفت
شاید
"دوستان ما فردا پرواز میکنیم" این جمله ای بود که شب پیش برای دوستانم فرستاده بودم
پایان نقاشی یعنی به خاطر سپردن لحظات شاد
تابلویی که روی دیواره گلی و نمناک مینشیند
حتی خودم طاقت دیدنش را ندارم
فشار منفی - چگونگی پدیده خلازایی را اکنون حس میکنم
با افزایش سرعت که میگوید فشار کم میشود ؟ ؟ ؟
که میگفت تا 6 ، 7 ماهه دیگر هووووووووووووووووووو
اخر این ترم دوستان نزدیک است
نگوییم اولش است
همینطوری به اخرش میرسیم
باور کنید
شنبه تولدی دیگر
هماهنگ ( هیچکی زیرش نزد حتی .... )
همه از قبل خوشحال بودیم که در اخرین سال تحصیل ( دوره لیسانس) میخوایم یه کاره گروهی کنیم.من فک میکنم که انجام دادیم شما هم فک کنید !
به همه تبریک میگم ( ۱۰ نفری که بودیمو میگم )* حداقل طعم ترش اتحاد و چشیدیم ( ما ۹ نفر ) ... شاید کسی بوده که ترشی به ذایقه اش نساخته ( همون ۱ نفر )
هیدرولوژی مهندسی رو از دوست خوردیم - اینم روش ( هر آنچه از دوست رسد نیکوست )
برا بعضیا اولین .
برای ما کدامین؟!
اصلا نبايد نگران باشيم ....
بايد اميدوار باشيم !
اصلا نبايد بگيم نبايد !
الان تو سايت دانشكده برق ( دانشكده فني ) دانشگاه تهرانم ... اكثر بچه ها اينجان< ترم اول ها- بچه هاي المپيادي و ترم بالايي ها همه مشغولن اما نه درس و تايپ مقاله !! براي يكي از دوستاشون كه نميدونم كجا و نميدونم چه رتبه كسب كرده جشن گرفتن همه ميگين و ميخندن ( كف و هورا ) اونم براشون توضيح ميده كه سال بعد همه بايد برن و مدال بگيرن ( حالا چي هنوز نفهميدم !!! )
همه بادكنك ميتركونن سرو صدا ... اي خدا ميبيني

ناهار رفتيم با 3 تا از دوستاي پسرخالم بيرون ازش كه پرسيدم ترم چندين و كنكورو چه كردن ميگه اين رضا رتبه 4 قدرت شده و اونم علي رتبه 3 صنايع اونم محسن 53 مخابرات ( رتبه پسرخالمم جوريه كه به بيو الكتريك شريف ميخوره ...نميگم ديگه !!!) منو بگو نميدونم اون وسط چه ميكنم !!! ..
خدا كمك كنه همه اونجايي كه دوست دارن برن و برسن.
از امكانات اينجا هيچي نميگم ! ديگه ديگه!
همه موفق باشين
۱۲/۳/۸۸
ساعت ۱۲
کلاس ۱۱ در دانشکده همسایه !
شاید... شاید زمان خداحافظی نزدیک باشه اما درموردش فکر نمیکنم!
شاید وقت" انتخاب" داره تموم میشه اما بش فکر نمیکنم!
مثل هرروز یه سر اومدم سایت کامپیوتر ببینم تراوین درچه حاله خبر دار شدم که کلاس "فوق العاده"مکانیک خاک تشکیل شده و من نمیدونستم ...اما بش فکر نمیکنم!
میانترم ها رو یکی پس ازدیگری فقط میدم اما به نتایجش فکر نمیکنم!
چند تا پروژه باید انجام بدم اما بش فکر نمیکنم!
نمیدونم حالم خوبه یا نه اما بش فکر نمیکنم!
میخوام یه چیزایی بنویسم اما بش فکر نمیکنم!
همه دارن سرچ درسی میکنن و من وبلاگ آپ میکنم اما بش فکر نمیکنم!
الان استاد داره چیا درس میده خوب معلومه که بش فکر نمیکنم!
میدونی به چی فکر میکنم ؟ اما بازم بش فکر نمیکنم!
خسته شدم. آخه چقد باید فکر کنم ... اما دیگه بش فکر نمیکنم!
به تازگي و بعد از انتخابات و ...
امتحانات لغو ميشه يا نه! بش فكر نميكنم!
اگه امتحان رو ندم چي ميشه ! بش فكر نميكنم !
اوني كه ميگه امتحان نديم ولي خودش ميپيچونه ميره سر جلسه چطور ادميه ؟!! حتي بش فكر نميكنم!
يه مرد تا چه حد ميتونه رو حرفش بمونه ! بش فكر نميكنم!
هنوز هم ميپرسي بش فكر نميكنم ؟؟؟؟ بخدا در اين يه مورد ديگه نتونستم فكر نكنم ... ميخاستم بدوني كه تا ابد بش فكر ميكنم !
يكم در موردش فكر كن !!!!!!!
در وصف حال این بازی میتوان واژه اعتیاداور را بیان کرد و به افرادی که بازی کنند نسبت معتاد داد ! چرا که حتی کسانی که بیکار نبودند را نیز به خود شیفته فرموده و از کار و زندگی انداخته !
بسیار مهیج !!!
گرافیک بسیار پایین !!!
رقابت انلان و افلاین با دیگر افراد شاغل به امر !!!
هندلینگ بالا !!!
فضای مناسب برای حال گیری از دیگران ( مردم ازاری) !!!
در گفته گو با عامل انتقلال این مرض ( اعتیاد یه نوع مرضه (!) ) مشخص شد که کلا خوبه !!! با حال !!! راست میگی امتحان و ترک کن !!!
خدایش راست میگفت برای لحظات بیکاری تفریح بدی نیست ولی چرا حالا که درگیر میانترم و منتظر پایان ترمایییم !!!
بلاخره دریک بند:
اگر بیای توش ---->دوست داری پیشرفت کنی ----->هر روز و ساعت باید انلان بشی تا بتونی به هدفت برسی-----> خسته میشی و فکرت در گیر زندگی مجازی میشه ----->بلاخره بجای درس همش پای کامپیوتری (حتی شب امتحان مکانیک خاک) -----> در حین امتحان به فکر تراوینی و امتحانو خراب میکنی----> بعد امتحان میای بازم پای کامپیوتر میشینی و به فکر پیشرفت تو ترامین هستی !!!
برای ابتلا به این سایت مراجعه فرمایید:http://www.travian.ir/
خبرگزاري فارس: معاون برنامهريزي و بهبود مديريت شركت آبفاي خوزستان گفت: دانشگاه چمراه اهواز و آبفاي خوزستان به منظور توسعه همكاريهاي علمي تفاهمنامه امضا كردند

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از آبفاي خوزستان، عليرضا قرينه هدف از امضاي اين تفاهمنامه را توجه جدي به مقوله تحقيق و توسعه و ايجاد نوآوري و فناوري در صنعت آب استان عنوان كرد و با بيان اينكه اين تفاهمنامه در هشت بند تنظيم شده است، اظهار داشت: تفاهمنامه علمي ـ پژوهشي بين شركت آب و فاضلاب خوزستان و دانشگاه شهيد چمران در سال جاري عملياتي ميشود.
وي خاطرنشان كرد: براساس اين تفاهمنامه، .....
برایکسب اطلاعات بیشتر ادامه مطلب را ببینید...
خسرو پرويز اخرين شهريار خوش گذران ساساني است که دل در گرو محبت شيرين شاهزاده ارمني دارد در ميانه راه فرهاد فريفته شيرين مي شود و خسرو براي بر داشتن رقيب از سر راه او را به کاري سخت وا مي دارد ،چنين است مناظره خسرو و فرهاد:
گفت خسرو که تو بايد نفسي تازه کني
ره دانش بپذيري طلب علم کني
گر که خواه تو چنين است به شيرين برسي
بايد از منظر درسي به مقامي برسي
گفت فرهاد که اسان بود اين خواسته ها
در ره دوست چه شيرين بود اين جام بلا
مي روم محض دل يار به دانشگاهي
که بلرزد دل هر جاهل و هر بد خواهي
داد کنکور و پذيرفته شدش دانشگاه
رشته آب در اهواز و امد خوابگاه
سال سوم به دو صد داد برفت کرمانشاه
گفت ارزانيتان باد همه دانشگاه
گفت خسرو که چه شد مرد پي درس و کتاب؟
ز چه رو پير شدي ؟ پس چه شد ان عهد شباب
گفت فرهاد که من داد زنم از هر سو
مي روم کوه کنم تا نشوم دانشجو
ترم پنجم که رسيدم کمرم خم شده بود
زير بار غم و دردش دل من خون شده بود
تيشه ام بهتر از ان بيل بلند و سنگين
که پس از ان بروم بر سر حل تمرين
اخر اين هيدروليکش چه به بيل و شن کش
باغباني چه به پنتاکس و رقوم زهکش
من فرهاد چه به طول و ضريب لترال
گشته ام خسته ببينيد که هستم بد حال
بيل در دست چپم دست دگر بيلچه بود
فکر من در پي پيمايش ان منطقه بود
نقشه برداري ما تا به فضا هم برسيد
فقط از ماه گذشتند ،که وقتش نرسيد
در دم اخرو در لحظه تنگ فرجه
داد استاد به ما نقشه و شکل حوضچه
با دو دستم به سر خويش زدم با فرياد
در نهايت بکنم از غم درسم ،غمباد
خسرو پرويز، ز من بگذرو عجزم بپذير
نا توان گشته ام از درس در اين خط و مسير
من دگر خسته شدم تيشه من را بدهيد
مي روم کوه کنم ،اب به دادم نرسيد
فرهاد هنر مند تنديسگر به کرمانشاه باز مي گردد و مشغول به بريدن سنگ و کندن خاک مي شود ،پس از سه ماه نزد شاهزاده مي رود تا شايد راهي ديگر برايش در نظر گيرد ،خسرو چنين پاسخ مي دهد:
گفت خسرو که بيا باز برو در خوابگاه
تو اگر جا بزني، پس که رود دانشگاه
گفت فرهاد: محال است روم من اهواز
که در اهواز نباشد در خوشبختي باز
بر من و وقت من اين بار تو رحمي بنما
پاي اين کوه خوشم، بر من و دل لطف نما
دوستان زنگ زدند و همه گفتند: بمان
که در اين ترم نداريم ز يک درس امان
همکلاسي من از شهر قشنگ اهواز
ديشب ايميل زد و درد و دلي کرد اغاز
گفت :از دست مکانيک زدم پا به فرار
که ز ترسش نبود يک دمم ارام و قرار
همه از خاک بديم و همه در خاک شديم
ليک در ترم ششم چون تلي از خاک شديم
ترسمان اين بود اخر، چو گل و لاي شويم
نا اميديم در اين درس، همه پاس شويم
حد اشباع دل از خون شده نزديک به صد
وزن مخصوص غم ما شده صد ها درصد
از بر ما تو بخوان فاتحه اي اي فرهاد
که اميد به قبولي همه رفتست به باد
ان همه درس اگر ياد تو ماندست هنوز
دوستان تو گرفتار ترند از ديروز
خسرو پرويزمرا پاي همين کوه گمار
و مرا در طلب علم تو ناکام شمار
با تشکر فراوان از خانم طاهریان
دانشگاه شهيد چمران اهواز به عنوان قطب علمي مديريت بهره برداري از شبكه هايآبياري وزهكشي دانشگاه شهيد چمران اهواز درميان دانشگاههاي كشور برتر شناخته شده و از سوي رياست جمهور مورد تقدير قرار گرفت.
به گزارش روابط عمومي دانشگاه شهيد چمران اهواز اين قطب علمي به دليل كيفين بالاي فعاليت آموزشي به ويژه درتحصيلات تكميلي وفعاليتهاي پژوهشي از ميان ۱۱۲قطب علمي دانشگاههاي كشور قطب برتر شد.
یه سوال کهنه
قطب علمی هست لیکن اساتید این گروه هیچگونه رقبتی برای ایجاد علاقه نسبت به این گرایش در بین دانشجویان کارشناسی ندارند .
شما بگین چرا ؟
تغييرات دانشكده مهندسي علوم آب در اولين نگاه
غير از چهره هاي جديد كه در روزهاي اتي شاهد رفت وآمدشون توي دانشگاه عزيزمون خواهيم بود - دانشكده ي مستقل و مجهز علوم آب بار ديگر به افتخاري بزرگ نائل شده !!![]()
يكي از كريدورهاي دانشكده كشاورزي را كه قبلا " گروه رياضي و كامپيوتر " بوده و ترك شده ( ترك شده و نه متروك ) مقتدرانه تصاحب كرد. اين نشان از قدرت و جسارت ماست چنان كه ميتوانيم استقلال خودمون رو در كمال پيوستگي با دانشكده محترم و عزيز " كشاورزي" حفظ كنيم...![]()
اين جملات نشان از نگراني ما دارد در حالي كه نميتوان زين پس با قاطيت قبلي عنوان دانشكده اي زيرمجموعه ي كشاورزي رو عنواني كذب و سهل انگارانه براي دانشجويان دانشكده مهندسي آب دانست...![]()
دوستان دوستانه با شما بگويم كه ديگر دوران رنج به پايان خواهد رسيد چرا كه گويا به هر شكل ما هم در "كلاس" درس خواهيم خواند و ديگر به زير شيرواني و اشپزخانه و ازمايشگاه براي رفع کمبود محيط اموزشي بسنده نخواهيم كرد....دو كلاس به نام هاي احتمالا 4 و 5 به مجمووووووعه كلاسهاي دانشكده اضافه ميشوند! ![]()
دوستان از گفتگويمان با يكي از عوامل پرنفوذ دانشكده اين چنين بر مي امد كه غير از سايت كامپيوتر دانشكده ، اطاق انجمن علمي وزين دانشكده ، اطاق دانشجويان دكتري نيز به همان كريدور منتقل ميشود.![]()
محض اطلاع دوستان عرض ميكنم كه به احتمال زياد كتابخانه به مكان سايت كنوني و محل كتابخانه به سالن كنفرانس تبديل ميشود ...
در ضمن اين جور كه من شنيدم عمليات مقدس كشاورزي رو به شخص ديگري محول كردن كه از حالا اين ترس بر پيكرم چيره شده تا مبادا روزي هنگام بيل زدن و زحمت كشيدن حق كارگري من به وسيله ي اين استاد كار ناديده گرفته شود !!!!! ![]()
شنيدم قراره به خاطر آشي كه بچه هاي 84 ي برامون پختن و قاپ دكتر ن. رو زدن ايشان نيز ما را در اين جرگه تنها گذاشته و وداعمان را به لقايمان ترجيح دادند تا يار ديگري به راهنمايي مان "مثلا مهندس ا.پ." با اغوشي باز برسد كه گر اينگونه باشد براي شادی روح حقوق برابر و آزادي و تفريح كارگري فاتحه مع صلوات ...![]()
برای مشاهده لیست کتب به ادامه مطلب رجوع شود
کنفرانس بینالمللی آب در سنگاپور خشکسالی جهان را تهدید میکند !!!

مشکل آب جهان، تنها به محرومیت یک میلیارد و یکصدهزار انسان از آب آشامیدنی سالم محدود نمیشود. سطح آب مناطقی مثل پاکستان، هند، چین و ایالات متحده آمریکا نیز، سالانه یکمتر پائینتر میرود. این امر، بخش عمده جهان را به کمآبی بیشتر و حتی خشکسالی تهدید میکند.
رفته رفته به انتهای این ترم نفس گیر نزدیک میشیم (کلاس ها تمووم و حالا نوبت به امتحانات میرسه که باید برای یک خداحافظی تلخ از بعد گذر و شیرین از بعد فراغت آماده شیم )
همیشه خداحافظی برایمان سخت و نگران کننده میشه اگه امید به سلام مجدد رو تو وجودمون زنده نگه نداریم......
برای همه ی دوستان آرزوی موفقیت هر چه بیشتر در همه زمینه ها رو از خدا دارم .....
همچنین متشکریم از خانم طاهریان که زحمت کشیدن و چند بیتی رو در وصف حال دانشجویان بهنگام امتحانات پایان ترم سراییدن ایشالله همه نتیجه زحماتمون رو با فاصله اطمینان ۱۰۰ درصد بگیریم.
شبي در خواب خود ديدم كه رستم
به خوابم آمد و با من سخن گفت
چنان حال مرا زار و كسل ديد
كه از درد و غم خود دل فرو شست
به من گفت از چه نالي اي مهندس
كه تو اميد و فخر كشور هستي
نبايد اين چنين آشفته باشي
كه تو آينده ساز ملت هستي
چرا می نالی از درس و کتابت
که اینها جاودان های زمانند
چرا می ترسی از این پنجم تیر
که سیالات مبنای جهانند
به او گفتم که رستم جان ندانی
چه حالی دارم این ترم نفس گیر
تو کی دانی که سیالات سخت است
که در دنیای غم من گشته پیر
اگر تو خوانده بود این کتب را
تو می دیدی که کم از هفت خوان نیست
هوا اقلیم را گر دیده بودی
یقین اورده بودی ساده هم نیست
مقاوم نيست ديگر روح و جانم
مصالح برده آن تاب و توانم
كه شش فصلش به سان كوه بودو
من همچون مور اندر اين ميانم
خميده قامتم در زير اين بار
تنش دارم در اين دنياي غم بار
همه بي طاقت و دلگير هستيم
ز بار عرضي این ترم بیمار
ولي رستم خدارا شكر اين ترم
دگر برنامه را پاسيده بوديم
و گر نه با همين برنامه ي C
هنوز اندر خم يك كوچه بوديم
وگر آمار ترمم را بخواهي
به جز اكسل در آن غيري نيابي
ز بس من رو به رايانه نشستم
نماند از من دگر حال و تواني
خلاصه رستم پر زور و دانا
ببین احوال ما را تو در این سال
كه گر فردوسي عالم بفهمد
كند شاهنامه را تجديد امسال
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه مي نويسم، مدادي است که با آن مي نويسم. مي خواهم وقتي بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوي.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد:
-اما اين هم مثل بقيه مداد هايي است که ديده ام !
پدر بزرگ گفت: بستگي دارد چطور به آن نگاه کني، در اين مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بياوري ، براي تمام عمرت با دنيا به آرامش مي رسي :
صفت اول:مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما هرگز نبايد فراموش کني که دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست خداست، او هميشه بايد تو را در مسير اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم: بايد گاهي از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني. اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيز تر مي شود (و اثري که از خود به جا مي گذارد ظريف تر و باريک تر) پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي.
صفت سوم: مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اينکه خودت را در مسير درست نگهداري، مهم است.
صفت چهارم: چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمين صفت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد. پس بدان هر کار در زندگي ات مي کني، ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کار مي کني، هشيار باشي وبداني چه مي کني...
.
از ماست كه بر ماست !
دانشجو ! ؟
واقعا ميشه در مورد ايهام تناسب كلمه ي "ماست" در جمله فوق ذكر شرح ها گفت و ما كه به تازگي درس تفسير پاس كرديم اين حق رو ادا ميكنيم !
نترس شده . دوست داره اعتراضشو نشون بده ..ديگه خسته شده ..ميدوني از بس براش لالايي گفتن ديگه خوابش نميبره ..
امتحانات شروع شد و اين بار با ريتم و نوايي تازه "خودم رو ميگم " وادار به رقص با ساز استادان گرامي مخصوصا ... گشتيم.
البته ما كه به همه چيز عادت كرديم ... اين هم روش .. وليييييييييييي :ميخوام بگم !!! ولم كنيد !!! از دست يكيشون كه نيت داره ورودي هاي ۸۵ رو مورد عنايت ( لفظ يكي از دوستان) قرار بده .. البته از نوع اجباري !
.... ولي اخ اخ يكي از درسا به نام (مقاومت مصالح ۱) خدايش هم بد قلقه و هم بنا بر تحقق سال نو آوري و شكوفايي امتحاني خارج از حوزه ي تدريس استاد در شرف گرفتنه كه تفكر به نشستن در جلسه رو به عذاب جهنم بدل كرده !
خدايا ما رو به راه راست هدايت بفرما ااااااااا ااااااا
سخن بسيار در گلو ليك مجال كو !!!