اينجا تهران بدون هيچ گرد و غباري

سلام

اصلا نبايد نگران باشيم ....

بايد اميدوار باشيم !

اصلا نبايد بگيم نبايد !

الان تو سايت دانشكده برق ( دانشكده فني ) دانشگاه تهرانم ... اكثر بچه ها اينجان< ترم اول ها- بچه هاي المپيادي و ترم بالايي ها همه مشغولن اما نه درس و تايپ مقاله !! براي يكي از دوستاشون كه نميدونم كجا و نميدونم چه رتبه كسب كرده جشن گرفتن همه ميگين و ميخندن ( كف و هورا ) اونم براشون توضيح ميده كه سال بعد همه بايد برن و مدال بگيرن ( حالا چي هنوز نفهميدم !!! )

همه بادكنك ميتركونن سرو صدا ... اي خدا ميبيني

                                     



ناهار رفتيم با 3 تا از دوستاي پسرخالم بيرون ازش كه پرسيدم ترم چندين و كنكورو چه كردن ميگه اين رضا رتبه 4 قدرت شده و اونم علي رتبه 3 صنايع اونم محسن 53 مخابرات ( رتبه پسرخالمم جوريه كه به بيو الكتريك شريف ميخوره ...نميگم ديگه !!!) منو بگو نميدونم اون وسط چه ميكنم !!! ..

خدا كمك كنه همه اونجايي كه دوست دارن برن و برسن.

از امكانات اينجا هيچي نميگم !          ديگه  ديگه!

همه موفق باشين

   

شايد . اما . فقط شايد !

دراز ترين خط رو انتخاب ميكنم تا مبادا مدادم از ترس سقوط به خط پايينتر حرفاشو تو دل نگه داره، اخه عادت نداره قبل از اينكه با ذرات زغال وجودش حقيقت زير پوستش رو روي تن احساس نقاشي كنه، تراش بخوره! رد ميشه از هر نقطه پايان چون امضاي وداع رو نكشيده يا شايد نميخواد بكشه! هر چي تا حالا از همه كشيده سودي نداشته، پس تا اخرين ذره ي وجودش كشيده ميشه شايد كه زغال قلم گواهي سفيدي ادعام رو به تويي ثابت كنه كه منو سياه و سفيد ميدوني، من قلمي به سبزي تو ندارم، چه بايد كرد!؟ باور كن اين سياهي توي خاموشي به هر رنگي درامد اما تو نديدي .... باور نكردي تابستان ميگذره ! تابستانمان ميگذره ! اما اينبار اين اخرين تابستونيه كه بعدش ميتونيم اولين سلام تكراري رو بي بهانه نجوا كرد ميخوام بدونم فصل بي حس و رنگ ما كي ميگذره .....!؟ از وقتي كه پا به سرزمين ناشناخته ي گذر ميذارم هر تابستون مثل اولين تابستونيه كه ميگذرونم. اهل اينجا نبودم و تو اينو ثابت كردي ... ساكنين سرزمين! ما قادر به شناخت همديگه نبوديم و نيستم! كاش ميشد نواي ني رو روي صحنه ي كاغذ سوار كرد و تا مقصود يه نفس دواند، اخه دل سفيد كاغذ خون شد از بس قصه ي ما رو شنيد كاش ميشد تابستون رو ميخوابيدم و اول پاييز با فرياد اولين برگ خشك پرغرور كه بازم زير پاي تو اخرين پيوستگيشو از دست ميده چشمامو باز مي كردم و اونو شاهد بي توجهيت مي گرفتم ..اما ادم نميتونه توي خواب به خوابي ديگه بره ! تا حالا بش فكر كردي كه اگه ادم توي خواب يه خواب ديگه ميديد چقد خوب ميشد!؟!؟ چون اگر از اون خواب بيدار ميشد هنوز هم خواب بود و باور نميكرد كه يه خواب ديده و اينجوري نا اميد نميشد و خوابش رو از ياد نمي برد .... من خوابم و نميخوام ساده از رويام دل بكنم خدا دوستت دارم خدا دوستت دارم اخه به پاداش تنفس توي هواي كوچه باغهاي شهر خيال و وهم، بم خوابي جاويد زير درخت رويا رو سوقات ميدي !!! ميدونم، پس من ميمونم و من. اميدوارم اينا رو كه گفتم جدي نگيري اخه تا حالا نخواستي بش فكر كني ! خسته كنندست ، اهل پاييز باشيو تنها شاهد سقوط ناگهاني برگهاي پر غرور از سر شاخه خميده ي آرزو بشي.

رسيدم ؟رسيدم ؟ اينجا ته خطه ؟!!! ؟

پنجرههاي قطار باز ميشن...! اين خيلي خوبه كه در حين سفر به لحظه ها نگاهي كنيم!! چقد سخته ! يكي كمكم كنه ميخام پنجره رو باز كنم و فرياد بزنم: اونجا كسي هست .............كسي صداي منو ميشنوه ؟ اهاي كسي صداي منو ميشنوه !!! جا نمونيد .قطار ميخاد حركت كنه... شما مسافر اين قطاريد؟ اقا با شمام .... خانوم شما !!!! تا جايي كه يادم مياد توي ايستگاه همه منتظرن كه برن .برن ! ميخوان برن حتي اگه شب باشه و بهترين فرصت براي ديدن و حس كردن . ديدن ستاره ها كه هميشه ميدرخشن و ادمو به همه چيز الا خودشون حساس ميكنن! ميخواستم مطمئن شم كه همه مسافر اين قطار بوديم.ميدونم كه صبح توي ايستگاه سوت قطار منو از خواب نازي كه لالايي ريل برام ساخته بيدار ميكنه... ستارههاي شب رو از ياد نميبرم ! ماه . حتي شعر گذر رو كه بيدرنگ چرخ و ريل ميسرودن! رسيدم . رسيدم .بلاخره ته خطه ؟!!! هم قطاريام دارن يكي يكي پياده ميشن. خوشحالن و بيخيال حتي با ريل و سنگاي اطرافش كه هميشه شاهد عبورن وداع نميكنن! ببخشيد اقا من شما رو قبلا ديدم! توي يكي از ايستگاها بود كه ..... ميخاستم بدونم اهل اينجاييد يا مسافرين؟ من دنبال يكي ميگردم كه اهل اينجا باشه!؟ اخه من غريبم !

شيوه تدوين پايان نامه دوره كارشناسي

سلام به هم دانشکده ای های عزیز به خصوص دوستان هشتاد وپنجی:

راستش دقیقا نمیدونم زمان ارائه پایان نامه کی هست!! ولی احتمالا هنوز پروژه پایان نامه تون رو انجام ندادین پس این پست تقدیم به شما که سال آخرتون رو توی دانشکده میگذرونید و ان شاءالله همتون ارشد قبول میشین!

و همه کسانی که باید بالاخره یه روز پایان نامه ارائه بدن:

 

شيوه تدوين پايان نامه دوره كارشناسي


يكي از اهداف اصلي نگارش هر پايان نامه دراصل آشنا نمودن دانشجو با نحوه نگارش و تنظيم يك مبحث علمي است.
رعايت اين شيوه نامه از جانب دانشجويان براي حفظ هماهنگي بين پايان نامه ها الزامي است. موضوعات هر پايان نامه را باتوجه به تعريف فوق و به ترتيب تقدم ذيل مي توان دسته بندي كرد...

...

ادامه نوشته