یادش بخیر باد

دوستان بیاد آورید چنین وقتی را سالی پیش چه میکردیم؟

البته همه در هول ولای کارت و کنکور و عصر جمعه که دلمون رو به تپش می انداخت!

آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان کنکوری را دارم ...



به ش.:

"کوچولو شبا آروم بخاب، همه بیدارن تا مراقب آرامشت باشن، ببخشید که پیشت نیستم و تنهایی، الان بزرگترین آرزوم دیدن لبخند رضایتت پس از کنکوره"

سلامی چو بوی خوش آشنایی...

امروز اولین روز دانشجوییم توی دانشکده جدیدمه .. اما بازم میگم علوم آب اهواز همیشه تکه! دوستام و نگاههای اشنای اونجا فراموش نشدنین...

خابگاه و مسایل خاص خودش...

تازه واردین و مسایل خاص خودش...

فوق لیسانس و مسایل خاص خودش...

دوری و مسایل خاص خودش...

۴۰ دقیقه از کلاس دکتر ابراهیمی گذشته بود که رفتم کلاس  . با لبخند گرم و سوزانش منو بدرقه کرد و سرپایی شجره نامه ام رو پرسید! همدوره دوره دکترای آقای کاشفی پور بوده... بگذریم!

امیدوارم اونجا ( چمران ) به همه خوش بگذره ( به شما و شما و شما و .......... شما)

اینم از اولین پست از سایت گروه ابیاری و ابادانی دانشگاه تهران در وبلاگ مهندسی آبی .دانشگاه چمران

تمام شد

و این قصه ای تکراری ست...
۸۵ هم به تاریخ پیوست
نقطه
تمام

آن چهار نفر!

روز اول مهر، بعد از اولین کلاس دانشگاه، یکی از پسرها سه نفر دیگر را دور خودش جمع کرد و پیشنهاد داد که کلیپ‌های خنده‌دار موبایل‌هایشان را برای هم پخش کنند.

دوستی آن چهار نفر هر چند با فراز و نشیب همراه بود، اما تا پایان دوره‌ی کارشناسی ادامه یافت.

نقل از پالپ فیکشن
+

تاریخ :شب امتحان کیفیت آب.دو روز دیگر جامب جهانی ست ! واحسرتا!

....

اولين روز دبستان بازگرد

کودکيها شاد و خندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات خوب من

درسهای سال اول ساده بود

آب را بابا به دارا داده بود

مانده در گوشم صدايی چون تگرگ  

خش خش جاروی بابا روی برگ

همکلاسی هاي من يادم کنيد

بازهم در کوچه فريادم کنيد

کاش هرگز زنگ تفريحي نبود

جمع بودن بود و تفريقی نبود

اي دبستانی ترين احساس من

بازگرد اين مشقها را خط بزن

 

سلام هایی شیرین بر کاروانی که رفته رفته به آبادیه وداع داخل میشوند .

همروان، یاد باد سرود شروع، که هرگز نخواهیم از یاد بردش .

 سرودی که هر یک از ما بار اول در ابتدای راهی به نظر ناتمام سر دادیم .

 اری ناتمام .

.مسافر ماندنی نیست. در حالی که یادش را اسمان خاطراتش پژواک میدهد  ...

سلام

تو را میگویم ای اولین همسفر، ای انکه دیدنت بر من همچون زندگی بود و ای یاد اور لحظات زیستن.

در کنار هم پیمودیم انچه را که برگزیدیم دانسته به پایان میرسانیم، اگر با لبخندی خیس، اگر از اشک وداع !

نوشتی  برگهایی که ساربان می اموخت .. کاروان همچنان می رفت و من بدنبالش و بدنبالت

بر چشمه ها و زیر سایه ها نوشتی و من خواندم .. خواندنی از روی شوق .. 

رسواترینم اگر پس از هجرت فراموشت کنم!

یاد را باید بجا اورد .

تو را فراموش نتوان کرد .

زندگی را باید تجربه کرد

آنگاه خاطره ای از بودنت ساخت.

سلام بر کاروانیان

سلام بر

های وهوی کلاسی پر از همکلاسی ....

سلام بر

شوق  دیدارهایی  تکراری .....

سلام بر چمدانهای فاصله ....

سلام بر غروب روزهای فراغ ...

 

گویا سفر بر مسافر واجب است

 

 

 

ریشه ی نا به جا!



+
ترم اول
آزمایشگاه گیاه شناسی
مهندس کتانه
چشمی میکروسکوپ

سفرنامه مشهد

امین زحمت کشیده بخشی از سفر میان ترمی اش را که تک خوری کردند و رفتند برایمان نوشته .
اگر دوست داشتید در ادامه ی مطلب بخوانیداش

ادامه نوشته

یاد ایام

 اول - از این به بعد قرار است عکس هایی که از دوران دانشگاه دارم را به نمایش بگذارم.
دوستان تک عکس هایی که به نظرشان جالب است را  به من برسانند تا به اسم خودشان در وبلاگ نمایش بدهم.

دوم - دوستان هشتاد و پنجی!  دوران کارشناسی با همه خوبی ها و بدی هایش ، دوستی ها و دشمنی هایش (خدای نکرده) ، حسادت ها ، کل کل های بچه گانه اش ،دردسر هایش ، خنده هایش ، خلاف هایش (بازم خدای نکرده)  ورق های آخرش را می گذراند. من دوست دارم که ارتباط مان در فضای مجازی ادامه و تقویت پیدا کند. لذا از کلیه دوستان خواهشمند ام آدرس های اینترنتی شان را (ایمیل ، وبلاگ ، فیس بوک ،و...) را به هر نحوی به بنده برسانند تا بتوانیم بیشتر دور هم باشیم. مطالب مفید و جالبی که به نظرمان می رسد را در کل گروه نشر بدهیم. امیدوارم همه ی بچه ها کم لطفی نکنند.اگر همت خوبی مشاهده می شد می توان برنامه های جالب و خوبی طراحی کرد.
اگر کسی آدرس نداد حضوری خدمت اش می رسم! هرکسی هم که مایل نیست به غیر از بنده آدرس اش را کسی دیگر بداند ،اطلاع بدهد.مشکلی نیست

ایمیل خودم : puladgar@gmail.com    وبلاگ :  برداشت های روزانه

زیبا و دلنشین

دیر زمانیست که می اندیشم -گاه می اندیشم -شاید  بیاندیشم - اندیشیدن سخت است - خدایا کمکم کن که درست بیاندیشم

سلام به همه دوستان پرلطف و باصفای علوم آبی وغیره

دست نوشته ی مورد نظر حاصل اندیشه ی دقیق و زیبای دانشجویی علوم آبیست که بطرز ماهرانه ای به شرح وقایع اخیر پرداخته و نگارش شده ( جا داره از خانم طاهریان که اجازه ی ثبت مطلبشون را در وبلاگ دادن تشکر کنیم ) 


                                    برا ی دیدن این دست نوشته به ادامه مطلب رجوع شود 

ادامه نوشته

ساعت  رو نگاه کردم ....

دیگه وقتی نمونده بود

چشمام ناباورانه به غروب جمعه ای گرم توی تابلویی که چند ماه درگیرش بودم خیره بودن

داره تموم میشه امین باور کن

اما چطور؟

میخندیدم .

 شاید

 فکر میکردم که میخندم

 کوبش نبضی که مدام یاداور گذر زمان بود این خنده را از لبانم میگرفت

شاید

 "دوستان ما فردا پرواز میکنیم" این جمله ای بود که شب پیش برای دوستانم فرستاده بودم

پایان نقاشی یعنی به خاطر سپردن لحظات شاد

تابلویی  که روی دیواره گلی و نمناک  مینشیند

حتی خودم طاقت دیدنش را ندارم

فشار منفی - چگونگی پدیده خلازایی را اکنون حس میکنم

با افزایش سرعت که میگوید فشار کم میشود ؟ ؟ ؟

که میگفت تا 6 ، 7 ماهه دیگر هووووووووووووووووووو

اخر این ترم دوستان نزدیک است

 نگوییم اولش است

همینطوری به اخرش میرسیم

باور کنید

شنبه تولدی دیگر

داری وارد دانشگاه میشی همه ازت شام می‌خوان. نه ترم گلاب‌یاری می‌کنی. بعد داری میای بیرون هم باز ازت شام می‌خوان. مملکته داریم؟

رفیق رو حرفت بمون!

امروز روز خوبی بود امتحان مدیریت منابع آب رو دادیم

هماهنگ ( هیچکی زیرش نزد حتی .... )

همه از قبل خوشحال بودیم که در اخرین سال تحصیل ( دوره لیسانس) میخوایم یه کاره گروهی کنیم.من فک  میکنم که انجام دادیم شما هم فک کنید !

به همه تبریک میگم ( ۱۰ نفری که بودیمو میگم )* حداقل طعم ترش اتحاد و چشیدیم ( ما ۹ نفر ) ... شاید کسی بوده که ترشی به ذایقه اش نساخته ( همون ۱ نفر )

 

 

هیدرولوژی مهندسی رو از دوست خوردیم - اینم روش ( هر آنچه از دوست رسد نیکوست )

 

 

سد سردشت

تخیلی ترین سدی که در این چهار سال دیدیم!

آه از ناهمگونی خدایا!

این پست + و این  +  در  وبلاگ هم دانشکده ای های عزیز هشتاد و هفتی من را یاد این نظرسنجی  و نظراتش در همین وبلاگ می اندازد و  موضوع مهجور هماهنگی که الحمدالله بعد از یک مدتی این مساله در بین ما  به روش "نخود نخود هرکه رود خانه ی خود" یا " چی کار داری کی چی میگه؟! " یا " این دیگه حرفه آخره ترم ما داره می گذره!" یا " حالا که زود اومدی به روت نیار"  یا " اومدی  ... که اومدی " به نحو احسن حل و فصل شد و کلا الان در آخر عمری دیگر کسی از کسی از شکایتی ندارد.  انشاالله!

عید همه دوستان مبارک!