این روزا بعضیا تراوین بازی میکنند.... شما چطور؟!!!

 

در وصف حال این بازی میتوان  واژه اعتیاداور را بیان کرد و به افرادی که بازی کنند نسبت معتاد داد ! چرا که حتی کسانی که بیکار نبودند را نیز به خود شیفته فرموده و از کار و زندگی انداخته  !

  • اعتیاد اور به دلایل زیر:

بسیار مهیج !!!

گرافیک بسیار پایین !!!

رقابت انلان و افلاین با دیگر افراد شاغل به امر !!!

هندلینگ بالا !!!

فضای مناسب برای حال گیری از دیگران ( مردم ازاری) !!!

 

در گفته گو با عامل انتقلال این مرض ( اعتیاد یه نوع مرضه (!) ) مشخص شد که کلا خوبه !!! با حال !!! راست میگی امتحان و ترک کن !!!

خدایش راست میگفت برای لحظات بیکاری تفریح بدی نیست ولی چرا حالا که درگیر میانترم  و منتظر پایان ترمایییم !!!

بلاخره دریک بند:

 اگر بیای توش ---->دوست داری پیشرفت کنی ----->هر روز و ساعت باید انلان بشی تا بتونی به هدفت برسی-----> خسته میشی و فکرت در گیر زندگی مجازی میشه ----->بلاخره بجای درس همش پای کامپیوتری (حتی شب امتحان مکانیک خاک) -----> در حین امتحان به فکر تراوینی و امتحانو خراب میکنی----> بعد امتحان میای بازم پای کامپیوتر میشینی و به فکر پیشرفت تو ترامین هستی !!!

 برای ابتلا به این سایت مراجعه فرمایید:http://www.travian.ir/

امضاي تفاهمنامه همكاري بين دانشگاه چمران و آبفاي خوزستان

به منظور توسعه همكاري‌هاي علمي صورت گرفت؛

خبرگزاري فارس: معاون برنامه‌ريزي و بهبود مديريت شركت آبفاي خوزستان گفت: دانشگاه چمراه اهواز و آبفاي خوزستان به منظور توسعه همكاري‌هاي علمي تفاهمنامه امضا كردند‌

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از آبفاي خوزستان، عليرضا قرينه هدف از امضاي اين تفاهمنامه را توجه جدي به مقوله تحقيق و توسعه و ايجاد نوآوري و فناوري در صنعت آب استان عنوان كرد و با بيان اينكه اين تفاهمنامه در هشت بند تنظيم شده است، اظهار داشت: تفاهمنامه علمي ـ ‌پژوهشي بين شركت آب و فاضلاب خوزستان و دانشگاه شهيد چمران در سال‌ جاري عملياتي مي‌شود.
وي خاطرنشان كرد: بر‌اساس اين تفاهمنامه، .....

برایکسب اطلاعات بیشتر ادامه مطلب را ببینید...


 

ادامه نوشته

وصف حال

خسرو پرويز اخرين شهريار خوش گذران ساساني است که دل در گرو محبت شيرين شاهزاده ارمني دارد در ميانه راه فرهاد فريفته شيرين مي شود و خسرو براي بر داشتن رقيب از سر راه او را به کاري سخت وا مي دارد ،چنين است مناظره خسرو و فرهاد:

 

گفت خسرو که تو بايد نفسي تازه کني

ره دانش بپذيري طلب علم کني

گر که خواه تو چنين است به شيرين برسي

بايد از منظر درسي به مقامي برسي

گفت فرهاد که اسان بود اين خواسته ها

در ره دوست چه شيرين بود اين جام بلا

مي روم  محض دل يار به دانشگاهي

که بلرزد دل هر جاهل و هر بد خواهي

داد کنکور و پذيرفته شدش دانشگاه

رشته آب در اهواز و امد خوابگاه

سال سوم به دو صد داد برفت کرمانشاه

گفت ارزانيتان باد همه دانشگاه

گفت خسرو که چه شد مرد پي درس و کتاب؟

ز چه رو پير شدي ؟ پس چه شد ان عهد شباب

گفت فرهاد که من داد زنم از هر سو

 مي روم کوه کنم تا نشوم دانشجو

ترم پنجم که رسيدم کمرم خم شده بود

زير بار غم و دردش دل من خون شده بود

تيشه ام بهتر از ان بيل بلند و سنگين

که پس از ان بروم بر سر حل تمرين

اخر اين هيدروليکش چه به بيل و شن کش

باغباني چه به پنتاکس و رقوم زهکش

من فرهاد چه به طول و ضريب لترال

گشته ام خسته ببينيد که هستم بد حال

بيل در دست چپم دست دگر بيلچه بود

فکر من در پي پيمايش ان منطقه بود

نقشه برداري ما تا به فضا هم برسيد

فقط از ماه گذشتند ،که وقتش نرسيد

 در دم اخرو در لحظه تنگ فرجه

داد استاد به ما نقشه و شکل حوضچه

با دو دستم به سر خويش زدم با فرياد

در نهايت بکنم از غم درسم ،غمباد

خسرو پرويز، ز من بگذرو عجزم بپذير

نا توان گشته ام از درس در اين خط و مسير

من دگر خسته شدم تيشه من را بدهيد

مي روم کوه کنم ،اب به دادم نرسيد

 

فرهاد هنر مند تنديسگر به کرمانشاه باز مي گردد و مشغول به بريدن سنگ و کندن خاک مي شود ،پس از سه ماه نزد شاهزاده  مي رود تا شايد راهي ديگر برايش در نظر گيرد ،خسرو چنين پاسخ مي دهد:

 

گفت خسرو که بيا باز برو در خوابگاه

تو اگر جا بزني، پس که رود دانشگاه

گفت فرهاد: محال است روم من اهواز

که در اهواز نباشد در خوشبختي باز

بر من و وقت من اين بار تو رحمي بنما

پاي اين کوه خوشم، بر من و دل لطف نما

دوستان زنگ زدند و همه گفتند: بمان

که در اين ترم نداريم ز يک درس امان

همکلاسي من از شهر قشنگ اهواز

ديشب ايميل زد و درد و دلي کرد اغاز

گفت :از دست مکانيک زدم پا به فرار

که ز ترسش نبود يک دمم ارام و قرار

همه از خاک بديم و همه در خاک شديم

ليک در ترم ششم چون تلي از خاک شديم

ترسمان اين بود اخر، چو گل و لاي شويم

نا اميديم در اين درس، همه پاس شويم

حد اشباع دل از خون شده نزديک به صد

وزن مخصوص غم ما شده صد ها درصد

از بر ما تو بخوان فاتحه اي اي فرهاد

که اميد به قبولي همه رفتست به باد

ان همه درس اگر ياد تو ماندست هنوز

دوستان تو گرفتار ترند از ديروز

خسرو پرويزمرا پاي همين کوه گمار

و مرا در طلب علم تو ناکام شمار


با تشکر فراوان از خانم طاهریان

مهندس!

...........<<< مهندس >>>..........

 حتما شما هم تا حالا بهش فکر کردین که: اصلا مهندس یعنی چی؟؟؟

اصلا این لقبی که قراره تا آخر عمر همراهمون باشه و بار اونو به دوش بکشیم چه مفهومی رو میرسونه؟؟؟!!

شاید اولین چیزی که به ذهن میرسه این باشه که: خوب به کسی که مدرک کارشناسی یک رشته فنی رو داره مهندس میگن...

ولی همه قبول داریم که این نمیتونه یه تعریف کامل و دقیق باشه...

بیایید اول مهندس و مهندسی رو از دید عوام بررسی کنیم!!!

خیلیا ,کسی رو که کارش رو خوب بلد باشه و اونو درست انجام بده ؛ مهندس صدا میزنن....!!!

نمونش تعمیرکارای ماشین و لوازم خانگی...

بعضیا هم به هر پسر جوونی که خوشتیپ باشه و تیریپش به دانشجو بخوره میگن مهندس!!!

 از لحاظ لغوی, مهندس با هندسه مرتبطه و به معنای کسی است که هندسه میداند یا همون علم اندازه گیری بلد است... در لغتنامه دهخدا تحت معانی واژه مهندس ، معمار و متخصص ساختمان آمده است.

 ولی چیزی که مشخصه اینه که مهندس برگردان فارسی کلمه engineer از زبان انگلیسه...

معنای مختصر این واژه تو Babylon : مهندسى کردن ،اداره کردن ،طرح کردن و ساختن و مهندس آمده است .همچنین : در ابتدا ، مهندس به کسی گفته می شد که ماشین های نظامی را می راند. مفهوم مهندس غیر نظامی در قرن شانزدهم در هلند پدید آمد و به سازندگان پلها وجاده ها نسبت داده می شد و سپس این مفهوم درانگلیس وسایر کشورها هم ظاهر شد. (جالب اینجاست که engineer  زمانی در ایتالیا به معنی مهندس کنونی و در آمریکا به معنی لوکوموتیوران کاربرد داشته.)

 خوب همونطور که می بینید معنی تحت اللفظی واژه مهندس یا "engineer" هم در زبان فارسی و هم در انگلیسی، توصیف ضعیف و نارسایی داره. برخلاف ظاهر این کلمه، "مهندس" کسی که هندسه می‌داند نیست! همچنین engineer تنها تکنسین یا کارشناس ماشین آلات و موتورها (engines) نیست.

 تعریف مهندسی با توجه به گسترده شدن علوم و لزوم مشخص شدن دقیقتر تخصصهایی که تحت این عنوان قرار میگیرند به این شکل صورت گرفته است : مهندسی توانایی انسان(مهندس) در انتخاب ، طراحی ، برنامه ریزی ، راهبری ، آینده سازی و نو آوری است که در ساخت ، تولید ، دوباره سازی و نگهداری دستگاه ها ، ابزار ، بناها ، راه ها و کلیه نیازهای ابزاری جوامع انسانی با استفاده و دگرگون سازی طبیعت، بهره گیری از مواد و انرژی با پشتوانه دانایی از علوم تجربی و انسانی و با توجه به محیط زیست و در راستای منافع جوامع بشری انجام می گیرد(اووووووووه یعنی ما این همه ایم؟؟؟...)

 بر خلاف دانشمند، مهندس آزاد نیست تا موضوع و مشکل مورد علاقه خود را انتخاب کند. هدف غایی مهندس "عمل کردن صحیح" است، حال آنکه که کار دانشمند (scientist) "آگاهی و دانستن" است. دانشمند به "جمع آوری، طبقه بندی، سازماندهی و تفسیر دانسته‌ها و فرضیات" می‌پردازد. در حالی‌که مهندس از این دانش برای "حل مشکلات" استفاده می‌کند.

 وظیفه او این است که به حل مشکلات پیش بینی شده یا نشده بپردازد. او باید به صرفه اقتصادی عمل خود یا ادامه کار یک وسیله یا سیستم، بهبود بازدهی آن و پرهیز از پیچیده‌ کردن بی‌مورد سیستم نیز بیاندیشد.(مااااااممممممممممممااااااااااااااااان........)

 بنابراین به طور خلاصه -همانطور که در اکثر کتابهای مرجع جهان آمده است- می‌توان گفت عبارت انگلیسی "Problem  Solving" بهترین توصیف برای عمل مهندسی است. این ممکن است شامل جنبه‌های کیفی، کمی، فیزیکی، اقتصادی ، انسانی و غیره باشد.

 میشه گفت هفت کار اصلی یک مهندس این ها هستند:

1. تحقیق (Research) علمی، فنی و صنعتی به منظور کشف را‌ه‌حل‌های تازه و سودمند.

2. توسعه(Development) فنی به منظور اعمال دستاوردهای تحقیقات موجود برای غلبه بر یک مشکل یا بهبود کمی و کیفی سیستم و ابزار.

3. طراحی(Design) یک یا چند ساختار، سیستم یا ابزار با بهره‌گیری از مدل‌های مهندسی، روش‌ها، نیازهای کنونی و شرایط خاص

4. ساخت(Construction) که براساس آن مهندس وظیفه دارد ضمن آماده‌سازی فضا و محیط تولید، رویه ساخت، کیفیت محصول، هزینه تمام شده و نحوه سازماندهی منابع و تجهیزات را مشخص کند.

5. تولید(Production) محصول یا سیستم که شامل "برنامه ریزی و زمان ‌بندی کار" (Planning)، انتخاب و مشخص کردن ترتیب فرآیندها، ابزارها، مواد اولیه، چیدمان (layout)، عناصر و اجزای سیستم نهایی(Components)، آزمایش، بازرسی و عیب‌یابی محصول است.

6. به کار انداختن (Operation) یک سیستم یا محصول که ممکن است توسط کسان دیگری تولید شده باشد. این مهارت شامل آشنایی با کنترل‌های مکانیکی، الکترونیکی یا نرم‌افزاری ابزار و سیستم، تامین نیرو و انرژی لازم برای به کار افتادن آن حمل و نقل، ارتباطات و جنبه‌های اقتصادی است.

8. مدیریت(Management) ابزارها و سیستم‌ها به خاط تحلیل وضعیت گذشته و حال تجهیزات و دستگا‌ه‌ها، پیش‌بینی وضعیت آینده آن‌ها و سازماندهی منابع مالی، انسانی و اطلاعاتی موجود برای کسب نتایج بهتر در آینده.

 

حالا خودمونیم از اینکه دارین مهندس می شین چه حسی دارین؟؟؟

دوست داشتین یه بار دیگه انتخاب رشته میکردین؟؟؟

اگه شما هم تعریف دیگه ای از مهندس دارید بگید...

 

کیف من کو؟

چه کسی بود صدا زد مهندس؟

آشنا بود صدا مثل چگالی با حجم

 

بوی فرمول می آید

بالش من پر اعداد و رقم هاست

 

باید اکنون بروم

باید اکنون کیفی را

که به اندازه لپ تاپم جا دارد بردارم

و به سمتی بروم

که موتورهای صنایع پیداست

رو به آن کارخانه که همواره مرا می خواند

یک نفر باز صدا زد: مهندس؟

کفشهایم کو؟

  کپی شده!!! از وبلاگ دانشجویان مهندسی چمران