شما یادتون نمیاد...با شما نیستم!

اصلا به روی خودتون نیارید که یه زمانی یه قراردادی ته کلاس سیزده امضا کردید ها!
ای تف...!

تغییرات در منابع آزمون دکترا اونم در حد ..........

بر طبق آخرین گزارشات واصله از سایت فضایی سنجش :

http://www.noet.ir/noet/FullStory.aspx?gid=13&id=766

تصمیم بر آن شده که تمامی عزیزان ارشد دار جمیعا به نابودی واصل شده و تصمیم بگیرند که با یه پیکان۵۷ و بنزین ۷۰۰ تومنی به شغل شریف و مبارک مسافر کشی بپیوندند

تبصره- شاگرد الف ها و استعدادهای درخشان در خط دانشگاه میتوانند به کار بپردازند

دروس ارائه شده برای آبياري

(آبياري و زهكشي، علوم و مهندسي آبياري، سازه‌هاي آبي، منابع آب)
 
۱- زبان انگليسي
۲-استعداد تحصيلي
۳-آمار و احتمالات- طرح و آزمايش­هاي كشاورزي
۴-آبياري عمومي- خاكشناسي عمومي
 
چه یادی بشه از راسخی و تارمست...........
 
 

بیادت و بنامش

گفتم با خود. نمینویسم دیگر.                  

نیست اینجا مستمع.

نیست در پس هر آینه نگاه.

گفته بودم برایت احوال این مردم بیمار.

ناامیدند و خفته مردم سرزمین آرزوها.

چند روزیست پاسخم نمیدهی. خطایی کرده ام گویا.                   

همیشه با من بودی و قدر تو را  ندانستم. کنارم هر لحظه عطرت به مشام میرسد و یادت زنده. کاش بیاد آوری آنروز که اشکهایت سیل غم ها را به دامنم کشید و با نگاهی غمگین بدنبال واژه ای میگشتم بلکه گواه غفلت هایم کنم!!! تو گذشتی از تقاصیرم و پاکبازی را به رخم کشیدی ...

دیگر کافیست .... دلتنگت هستم

درخت و گل و دل نیاز به تو دارند که نمیرند؛ بوز، بیا، ببخش ...

مصراع پایان


باران بباری باز هم سیلاب چشمانت
چیزی ندارد کم کند از حس پنهانت
بیخود برایم گریه ات را سر نده ، برگرد
دیگر نمی خواهم بمانم کنج زندانت
بر شانه ها و گردنم ، با حس یک عاشق
مثل طناب دار می افتاد دستانت
من نامه هایت را به آتش ها سپردم
با آخرین تصویر از لبهای خندانت
دیگر درون شعر من جایی نخواهی داشت
دارد سروده می شود مصراع پایانت

اگه نیای اهواز!

خوانندگان عزیز! به خبری که هم اینک به دستم رسید توجه فرمایید!
امین خ با استقاده از سهمیه ی رتبه در دانشگاه صنعتی اصفهان رشته مهندسی عمران آب ثبت نام کرده! هم اینک انتخاب واحد کرده ، شاد و شنگول در میدان نقش جهان مشغول خوردن پشمک زعفرانی می باشد!
او بدینوسیله همه ی ما را پیچانید و جامعه ی پاندا در بهت و حیرتی باورنکردنی فرو رفت! 

بعد النوشت : پس از ارسال این خبر وی در تماسی با تطمیع نویسنده خواستار حذف خبر شد ولی نویسنده به دلیل رسالتی که این رسانه ی مستقل دارد هنوز خبر را نگه داشته است مگر کلیه ۸۵ ای ها به شام مفصل در رستوران کلید طلایی دعوت شوند! 

بهترین جمله...

با عرض تبریک خدمت تمامی فارغ التحصیلان و پذیرفته شدگان در مقطع کارشناسی ارشد و با ارزوی کسب مدارج بالاتر

دوران دبستان رو به یاد داری؟اون موقع که چند تا کلمه میدادند و می گفتن با اینا جمله بسازید؟؟

الان میخوام به یاد اون  دوران با این کلمات به متن کوتاه بنویسید

مهندسی آب- ۸۵ -کلاس ۱۳ - چمران - فضای سبز کشاورزی -سلف دانشگاه -خوابگاه - بهترین دوست  

............................................................................................................................................

من امروز رفتم عکاسی مرو و بیعانه عکس فارغولی رو که سوخته بودن گرفتم٬البته با اکراه پول رو دستم داد!

این شماره  عکاسی مرو ۰۹۱۶۶۱۶۹۹۶۹-۳۳۷۶۶۴۹

و شماره عکاس حرفه ای!!!!!! جشن ما /۰۹۱۶۹۲۴۹۹۸۵اقای دوستی/

............................................................................................................................................

دانشگاه سال 1400

جواتی بعد کلی خرخونی در میاد مهندسی آب چمران و داره میره واسه ثبت نام......

 

درب دانشگاه٬ 

حراست:هی اقا کجا داری میری؟

جواتی:ثبت نام

حراست:مگه سواد نداری؟اون تابلو رو بخون

جواتی آروم با خودش زمزمه میکنه٫ ورود آقایان ممنوع ٬ سرش رو پایین می ندازه چشمش به صفحه اول روزنامه پاره ای که کمی اون طرف تر افتاده بود می افته

نوشته بود: امسال هم ۱۰۰ ٪ قبولی ها را دختران تشکیل دادند....

یادگاری...

نمای اول:

بچه ها تمرین کی نوشته ؟

-من ننوشتم

-منم ننوشتم

- اه مگه تمرین داشتیم

-کی تمرین تحویل میده

- و ...

نمای دوم:

استاد: بچه ها تمرین ها رو تحویل بدید

 و استاد با یه گردش در کلاس تمرین ها رو جمع میکنه

نمای سوم:

 و من هنوز مبهوت به حجم کاغذ ها در دست استاد خیره ام.

نامه ای به پتروس

حاج امین سالم نیا نامه اي سرگشاده  برای پتروس فداكار نوشته .همان پتروس فداكار كه اهل سرزمين گل ها بود و انگشت اش را در مواقع لزوم در سوراخ سدها مي كرد و اسطوره شد. امين درباره ي سوراخ هاي كشورش با او درد دل كرده:

سلام پترس جان، حالت چطوره؟ خوبی؟ انگشتت چی؟ خوبه؟ منو یادت میاد؟
من دارم از ایران واست نامه می نویسم، نامه ای از یکی از بروبچه های نسل سوخته!!! تو اصلا می دانی نسل سوخته یعنی چی؟
در فرهنگ ما به نسل جوانان هم سن وسال من نسل سوخته می گویند، نسلی که با جنگ به دنیا آمد، با خرابی های آن بزرگ شد، موقع مدرسه رفتن مشکل کمبود مدرسه و مدارس بعضا سه شیفته را داشت، موقع کنکور که شد قیفش را برایشان سر و ته کردند، و حالا هنگامه کار و ازدواج مشکلات متعدد...   یحتمل وقت مردنمان هم مشکل کمبود قبر داریم!!!
بی خیال، از خودت بگو، راحت کار پیدا میکنی؟ جوانان ما اینجا بسیار تنبل تشریف دارند و مشکل بیکاری فقط خودشان هستند و بس، آخر دل به کار نمی دهند، برای این حرفم هم سند دارم، همه مسئولان کشوری مشکل بیکاری جوانان را خودشان می دانند.

پتروس راستی ازدواج کرده ای؟ شما در ولایتتان مهریه هم دارید؟ اینجا ما باید به تعداد سال های تولد منزلمون سکه طلا به عنوان مهریه بدهیم، هرچند اهمیتی ندارد، از قدیم گفته اند مهریه را کی داده کی گرفته!!!؟؟؟ در عوض دلت بسوزد، اینجا برای هر بچه به ما یک میلیون تومان جایزه می دهند، راستی در ولایت شما با یک میلیون تومان می شود چند بچه بزرگ کرد؟

راستی ما در اینجا مکان هایی داریم که به آن سینما می گویند، شما چنین چیزی در مملکتتان دارید؟ ما اینجا با دو هزار تومان می رویم شیر و عسل می بینیم، خوشمان نیامد افراطیها نگاه می کنیم، وای دختر میلیونر را که دیگه نگو، یکی از یکی بهتر!!! می گویند سینما درس زندگی می دهد. در ولایت ما این حرف کاملا صدق می کند.

ببخشید وقتت را گرفتم، راستی اگر انگششتت خسته شد من در اینجا دوستان تنبلی دارم که همگی فارغ التحصیل رشته وزین مهندسی آب هستند. همگی حاضرند به جای تو بنشینند و سوراخ سد را با انگشت ملوکانه بپوشانند. راستی برای این کار حقوق هم میگیری دیگه؟ بیمه بیکاری چی؟ بهش تعلق میگیره؟؟؟

 

کارون می میرد.......

شايد مردم ايران ضرب المثل چراغي که به خانه رواست به مسجد حرام است را بارها شنيده و در زندگي خود به کار برده اند ولي بي شک اين ضرب المثل در خصوص استفاده مردم خوزستان از آب رودخانه اي که در استانشان جاري است کاربرد ندارد.

موضوع انتقال آب رودخانه کارون به فلات مرکزي ايران ديگر موضوع جديدي براي مردم استان خوزستان نيست و کتمان يا تکذيب آن نيز حکايت همان حنائيست که ديگر رنگي ندارد ولي آن چيزي که جاي تعجب دارد و مردم را با ابهامات فراواني مواجه مي کند اين است که چرا در حاليکه زمينهاي کشاورزي خوزستان تشنه است و مردم اين استان بيش از هر کس و هر جايي به اين آب و حتي بيشتر از آن احتياج دارند اين آب منتقل مي شود.

دكتر مهدي قميشي دانشیار دانشكده مهندسی علوم آب دانشگاه شهید چمران اهواز:اگر آب اضافي و جود داشته باشد انتقال پروژه آب قابل بررسي است.

نماينده ولي فقيه در استان يزد: مسئولان با جديت پيگير خط دوم انتقال آب باشند

 یزد - خبرگزاری مهر:

 مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران گفت: خط دوم انتقال آب به استان یزد باید با جدیت هرچه تمام پیگیری شود

به غیر از انتقال آب به استانهای اصفهان، یزد و رفسنجان که هر از چند گاهی مطرح می شود، جدیدترین ایده دولت برای برداشت آب از سرشاخه های کارون به سفر یک ماه اخیر هیئت دولت به استان کرمان بازمی گردد که در آن محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور اعلام کرد:طرح انتقال آب زاگرس (این بار با نامی جدید که در نهایت یعنی همان سرچشمه های کارون)برای برطرف کردن مشکلات پسته داران استان کرمان مطرح شده است.

این نگرانی سالهاست به کابوس مردم خوزستان تبدیل شده زیرا انتقال آب کارون باعث نابودی کشاروزی و غیرقابل سکونت شدن بسیاری از روستاهای مسیر رودخانه کارون می شود که تنها شغل مردمان آن کشاورزی و دامداری است و این موضوع درتناقض با سیاستهای دولت مبنی بر جلوگیری از مهاجرت مردم از روستاها به شهرهاست.

در مجموع باعث می شود این سئوال درذهن هر انسان متفکر پیش اید که دلیل انتقال آب کارون برای دیگر شهرها چیست و صرف میلیاردها تومان هزینه چه ضرورتی دارد؟

تمام شد

و این قصه ای تکراری ست...
۸۵ هم به تاریخ پیوست
نقطه
تمام

سایتو بیار بالا

سایتو بیار بالا تا نتیج
یه ذره آرومم کنه
این نفسای آخره
دلم داره شور می زنه ( ایسیم زده بالا)
همش دارم فرک می کنم
زابل ام رام نمی دن
درصدام زاغارت شده
بچه ها هم شام نمی دن
دارم می میرم ای خدا
کی حال داره سال دیگه؟!!!
come oooooooooooooooon!!!!
.
.
ساعت یک بعد از ظهر است و هیچ خبری نیست که نیست

آن چهار نفر!

روز اول مهر، بعد از اولین کلاس دانشگاه، یکی از پسرها سه نفر دیگر را دور خودش جمع کرد و پیشنهاد داد که کلیپ‌های خنده‌دار موبایل‌هایشان را برای هم پخش کنند.

دوستی آن چهار نفر هر چند با فراز و نشیب همراه بود، اما تا پایان دوره‌ی کارشناسی ادامه یافت.

نقل از پالپ فیکشن
+

تاریخ :شب امتحان کیفیت آب.دو روز دیگر جامب جهانی ست ! واحسرتا!

واحدهای معکوس و صفات نو!

حفاظت آب و خاک گرفتیم ، فرسایش به مان درس دادند.
رودخانه گرفتیم ، حفاظت آب و خاک به مان درس دادند
کیفیت آب گرفتیم ، بهداشت به مان درس دادند.
.
.
.
واقعا تشکر می کنم.


پ.ن : به اطلاع دوستان می رسانیم که صفت جدیدی بر هم صفات هشتاد و پنجی ها افزوده شده به نام " هشتاد و پنجی های اهل کوفه!" حالا این وسط پیدا کنید ابن ملجم و قطام و معاویه و عمر و عاص هشتاد و پنجی ها را!

یه نفری داره دهن خودشو مسواک می کنه که این جشن کوفتی رو به هر چیزی هست راه بندازه.اونوخ یارو میاد دستشو می زنه به کمرش می گه واسه چی مونه؟ اون بده! این خوبه! اله بله! مملکته داریم؟!
.
.
.
.
.
.

.
.
فوت پسر عموی امین را تسلیت می گم .خدا بیامرزدشان.وقعا مرگ دردناک و مفتی بود .باشد که عبرت بگیریم

در مورد عکس زیر هر چه میدانید و میخواهید بگویید ...

 

 

 

برو    جالبه !!!

....

اولين روز دبستان بازگرد

کودکيها شاد و خندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات خوب من

درسهای سال اول ساده بود

آب را بابا به دارا داده بود

مانده در گوشم صدايی چون تگرگ  

خش خش جاروی بابا روی برگ

همکلاسی هاي من يادم کنيد

بازهم در کوچه فريادم کنيد

کاش هرگز زنگ تفريحي نبود

جمع بودن بود و تفريقی نبود

اي دبستانی ترين احساس من

بازگرد اين مشقها را خط بزن

 

سلام هایی شیرین بر کاروانی که رفته رفته به آبادیه وداع داخل میشوند .

همروان، یاد باد سرود شروع، که هرگز نخواهیم از یاد بردش .

 سرودی که هر یک از ما بار اول در ابتدای راهی به نظر ناتمام سر دادیم .

 اری ناتمام .

.مسافر ماندنی نیست. در حالی که یادش را اسمان خاطراتش پژواک میدهد  ...

سلام

تو را میگویم ای اولین همسفر، ای انکه دیدنت بر من همچون زندگی بود و ای یاد اور لحظات زیستن.

در کنار هم پیمودیم انچه را که برگزیدیم دانسته به پایان میرسانیم، اگر با لبخندی خیس، اگر از اشک وداع !

نوشتی  برگهایی که ساربان می اموخت .. کاروان همچنان می رفت و من بدنبالش و بدنبالت

بر چشمه ها و زیر سایه ها نوشتی و من خواندم .. خواندنی از روی شوق .. 

رسواترینم اگر پس از هجرت فراموشت کنم!

یاد را باید بجا اورد .

تو را فراموش نتوان کرد .

زندگی را باید تجربه کرد

آنگاه خاطره ای از بودنت ساخت.

سلام بر کاروانیان

سلام بر

های وهوی کلاسی پر از همکلاسی ....

سلام بر

شوق  دیدارهایی  تکراری .....

سلام بر چمدانهای فاصله ....

سلام بر غروب روزهای فراغ ...

 

گویا سفر بر مسافر واجب است

 

 

 

تابستان سرد !

سرمایی که کم کم رفتنی بود . گرمایی که به انتظارش دستها برخاسته اند .......

اینه هایی که خاک گرفته و رنگی جز کدورت ندارند!

کنجی کرخت نشسته ام ./ گیج و غمین ./ ندانم که ایا بودی یا تصور باطلم شعبده ای برایم ساخته بود ./ در اینه ها بدنبالت دویدم، دیگر نمیتوانم به اینه ای رو کنم. دیگر به دنبالت نخواهم گشت . / تو در اینه ی چشمانم تنها خود را دیدی ./ خود خواه./

چشمها را باید شست./ تاکنون نفهمیدم سهراب چه گفته ./ اری ، پس از خوابی عمیق چشمها را باید شست ./

the end of game

سرور یک هم تمام شد. با همه ی خاطراتش . با همه ی خنده هایش ، شوخی هایش ،اعتیادش ، فسفر مصرف کردن هایش. وقت گذاشتن هایش ، هم دلی هایش ، شب بیداری هایش
تراوین امسال فراتر از یک گیم خالی بود.
یک هم اتحادی داشتیم .مردی چهل ساله بود (king kiabod).کارمند بود توی ماهشهر . ساعت دو ظهر به من زنگ می زد می گفت اگه می تونی برو گندمم رو ارتقا بده!
  چه ساعت هایی که کنار هم در هرجایی که بود خانه ، سایت دانشکده ، کافی نت ، موبایل ، مشغول بازی نبودیم.
به یاد  mamin  که تا آخرش موندیم و پایان بازی رو دیدیم و با همه بالا و پایین هاش ششم شدیم.
به یاد cg125  اولین اکانت من  و اتحاد  humanity( چالان چولان معروف )
به یاد  jasem  و دزدی های کثیف اش
به یاد mamado و اتحادش
به یاد soltane 1  تازه وارد و فعال
به یاد ali_j
به یاد محمدامین و ممد حسین و جاسم و علیرضا و امین و علی
به یاد این هشت ماهی که با هم کلی پای تراوین شاد شدیم.
به یاد ترم هشتی که دارد می آید و هشتاد و پنجی ها هم مانند s1 دارند تمام می شوند.

این هم متن پایان بازی :
 
بازیکنان عزیز تراوین،

همه چیزهای خوب بالاخره پایانی دارند، و این عصر نیز به همچنین. باعث هم خوشحالی و هم ناراحتی ما است که به شما عزیزان اعلام می کنیم این نیز به پایان رسید. امیدوار هستیم که شما از بازی کردن این بازی به همان اندازه که ما از ارائه آن به شما لذت بردیم، لذت برده باشید و متشکریم که تا پایان بازی ماندید.

نتیجه: خیلی وقت است که شب شده است، ولی باز کارگران دهکده Nexusʬ، در این سوز شب زمستانی همچنان کار می کنند، با آنکه می دانند لشکریان بیشماری در حال حرکت به سوی دهکده آنها می باشند تا مانع کار آنها شوند، و آنها می دانند که زمان کم و دشمنان زیادی دارند. پاداش این کار خود را زمانی که کارگر گمنامی در 08:28 آخرین سنگ این بنا را که سالیان سال از آن به عنوان بزرگترین بنای بعد از سقوط ناتارها یاد خواهد شد در جا خود قرار داد، دریافت کردند.

بازیکن "rise of nation" با کمک اتحاد "META" اولین گروهی بودند که ساخت شگفتی جهان را به اتمام رساندند. آنها از میلیون ها منابع برای ساخت این بنا و از صدها هزار سرباز شجاع برای دفاع از آن استفاده کردند. به این دلیل "rise of nation" مقام "بازیکن برنده این دوره" را ازآن خود کرد.

بازیکن "Tiam" حکمران بزرگترین امپراتوری بود و بعد از او به ترتیب بازیکنان "Zion" و "rome danger war" بزرگترین امپراتوری ها را حکمرانی کردند.
بازیکن "RRJ" با حملاتی که انجام داد، یکی از قدرتمندترین و ترسناکترین امپراتورها بود.
و همچنین بازیکن "max_sparta" بهترین مدافع این عصر بشمار میاید.

با تشکر
تیم تراوین شما


این هم رمز اکانت :   user : mamin   - pass: 6175576
این هم عکس یادگاری : +

back again

دوباره روز از نو روزی از نو...!

شروع ترم جدید ۲۲بهمن عید نوروز عید فطر...! بر شما مبارک!

داری وارد دانشگاه میشی همه ازت شام می‌خوان. نه ترم گلاب‌یاری می‌کنی. بعد داری میای بیرون هم باز ازت شام می‌خوان. مملکته داریم؟

16 آذر

و باز هم درد دانشجو ...
چه می جویی تو ای دانشجو؟
با خودت چه می گویی ای دانشجو؟!
ها؟!
بابا تو چه پررویی ای دانشجو!

شایعه!


به این نتیجه رسیده ام که نخبه بودن ، شرط استاد شدن نیست.
جای دیگری ، چیزی شنیده ای باور نکن. شایعه است!

آه از ناهمگونی خدایا!

این پست + و این  +  در  وبلاگ هم دانشکده ای های عزیز هشتاد و هفتی من را یاد این نظرسنجی  و نظراتش در همین وبلاگ می اندازد و  موضوع مهجور هماهنگی که الحمدالله بعد از یک مدتی این مساله در بین ما  به روش "نخود نخود هرکه رود خانه ی خود" یا " چی کار داری کی چی میگه؟! " یا " این دیگه حرفه آخره ترم ما داره می گذره!" یا " حالا که زود اومدی به روت نیار"  یا " اومدی  ... که اومدی " به نحو احسن حل و فصل شد و کلا الان در آخر عمری دیگر کسی از کسی از شکایتی ندارد.  انشاالله!

عید همه دوستان مبارک!