شما یادتون نمیاد...با شما نیستم!
ای تف...!
http://www.noet.ir/noet/FullStory.aspx?gid=13&id=766
تصمیم بر آن شده که تمامی عزیزان ارشد دار جمیعا به نابودی واصل شده و تصمیم بگیرند که با یه پیکان۵۷ و بنزین ۷۰۰ تومنی به شغل شریف و مبارک مسافر کشی بپیوندند
تبصره- شاگرد الف ها و استعدادهای درخشان در خط دانشگاه میتوانند به کار بپردازند
دروس ارائه شده برای آبياري
گفتم با خود. نمینویسم دیگر.
نیست اینجا مستمع.
نیست در پس هر آینه نگاه.
گفته بودم برایت احوال این مردم بیمار.
ناامیدند و خفته مردم سرزمین آرزوها.
چند روزیست پاسخم نمیدهی. خطایی کرده ام گویا. 
همیشه با من بودی و قدر تو را ندانستم. کنارم هر لحظه عطرت به مشام میرسد و یادت زنده. کاش بیاد آوری آنروز که اشکهایت سیل غم ها را به دامنم کشید و با نگاهی غمگین بدنبال واژه ای میگشتم بلکه گواه غفلت هایم کنم!!! تو گذشتی از تقاصیرم و پاکبازی را به رخم کشیدی ...
دیگر کافیست .... دلتنگت هستم
درخت و گل و دل نیاز به تو دارند که نمیرند؛ بوز، بیا، ببخش ...
باران بباری باز هم سیلاب چشمانت
چیزی ندارد کم کند از حس پنهانت
بیخود برایم گریه ات را سر نده ، برگرد
دیگر نمی خواهم بمانم کنج زندانت
بر شانه ها و گردنم ، با حس یک عاشق
مثل طناب دار می افتاد دستانت
من نامه هایت را به آتش ها سپردم
با آخرین تصویر از لبهای خندانت
دیگر درون شعر من جایی نخواهی داشت
دارد سروده می شود مصراع پایانت
بعد النوشت : پس از ارسال این خبر وی در تماسی با تطمیع نویسنده خواستار حذف خبر شد ولی نویسنده به دلیل رسالتی که این رسانه ی مستقل دارد هنوز خبر را نگه داشته است مگر کلیه ۸۵ ای ها به شام مفصل در رستوران کلید طلایی دعوت شوند! ![]()
دوران دبستان رو به یاد داری؟اون موقع که چند تا کلمه میدادند و می گفتن با اینا جمله بسازید؟؟
الان میخوام به یاد اون دوران با این کلمات به متن کوتاه بنویسید
مهندسی آب- ۸۵ -کلاس ۱۳ - چمران - فضای سبز کشاورزی -سلف دانشگاه -خوابگاه - بهترین دوست
............................................................................................................................................
من امروز رفتم عکاسی مرو و بیعانه عکس فارغولی رو که سوخته بودن گرفتم٬البته با اکراه پول رو دستم داد!
این شماره عکاسی مرو ۰۹۱۶۶۱۶۹۹۶۹-۳۳۷۶۶۴۹
و شماره عکاس حرفه ای!!!!!! جشن ما /۰۹۱۶۹۲۴۹۹۸۵اقای دوستی/
............................................................................................................................................
درب دانشگاه٬
حراست:هی اقا کجا داری میری؟
جواتی:ثبت نام
حراست:مگه سواد نداری؟اون تابلو رو بخون
جواتی آروم با خودش زمزمه میکنه٫ ورود آقایان ممنوع ٬ سرش رو پایین می ندازه چشمش به صفحه اول روزنامه پاره ای که کمی اون طرف تر افتاده بود می افته
نوشته بود: امسال هم ۱۰۰ ٪ قبولی ها را دختران تشکیل دادند....
بچه ها تمرین کی نوشته ؟
-من ننوشتم
-منم ننوشتم
- اه مگه تمرین داشتیم
-کی تمرین تحویل میده
- و ...
نمای دوم:
استاد: بچه ها تمرین ها رو تحویل بدید
و استاد با یه گردش در کلاس تمرین ها رو جمع میکنه
نمای سوم:
و من هنوز مبهوت به حجم کاغذ ها در دست استاد خیره ام.
حاج امین سالم نیا نامه اي سرگشاده برای پتروس فداكار نوشته .همان پتروس فداكار كه اهل سرزمين گل ها بود و انگشت اش را در مواقع لزوم در سوراخ سدها مي كرد و اسطوره شد. امين درباره ي سوراخ هاي كشورش با او درد دل كرده:
سلام پترس جان، حالت چطوره؟ خوبی؟ انگشتت چی؟ خوبه؟ منو یادت میاد؟
من دارم از ایران واست نامه می نویسم، نامه ای از یکی از بروبچه های نسل سوخته!!! تو اصلا می دانی نسل سوخته یعنی چی؟
در فرهنگ ما به نسل جوانان هم سن وسال من نسل سوخته می گویند، نسلی که با جنگ به دنیا آمد، با خرابی های آن بزرگ شد، موقع مدرسه رفتن مشکل کمبود مدرسه و مدارس بعضا سه شیفته را داشت، موقع کنکور که شد قیفش را برایشان سر و ته کردند، و حالا هنگامه کار و ازدواج مشکلات متعدد... یحتمل وقت مردنمان هم مشکل کمبود قبر داریم!!!
بی خیال، از خودت بگو، راحت کار پیدا میکنی؟ جوانان ما اینجا بسیار تنبل تشریف دارند و مشکل بیکاری فقط خودشان هستند و بس، آخر دل به کار نمی دهند، برای این حرفم هم سند دارم، همه مسئولان کشوری مشکل بیکاری جوانان را خودشان می دانند.
پتروس راستی ازدواج کرده ای؟ شما در ولایتتان مهریه هم دارید؟ اینجا ما باید به تعداد سال های تولد منزلمون سکه طلا به عنوان مهریه بدهیم، هرچند اهمیتی ندارد، از قدیم گفته اند مهریه را کی داده کی گرفته!!!؟؟؟ در عوض دلت بسوزد، اینجا برای هر بچه به ما یک میلیون تومان جایزه می دهند، راستی در ولایت شما با یک میلیون تومان می شود چند بچه بزرگ کرد؟
راستی ما در اینجا مکان هایی داریم که به آن سینما می گویند، شما چنین چیزی در مملکتتان دارید؟ ما اینجا با دو هزار تومان می رویم شیر و عسل می بینیم، خوشمان نیامد افراطیها نگاه می کنیم، وای دختر میلیونر را که دیگه نگو، یکی از یکی بهتر!!! می گویند سینما درس زندگی می دهد. در ولایت ما این حرف کاملا صدق می کند.
ببخشید وقتت را گرفتم، راستی اگر انگششتت خسته شد من در اینجا دوستان تنبلی دارم که همگی فارغ التحصیل رشته وزین مهندسی آب هستند. همگی حاضرند به جای تو بنشینند و سوراخ سد را با انگشت ملوکانه بپوشانند. راستی برای این کار حقوق هم میگیری دیگه؟ بیمه بیکاری چی؟ بهش تعلق میگیره؟؟؟
موضوع انتقال آب رودخانه کارون به فلات مرکزي ايران ديگر موضوع جديدي براي مردم استان خوزستان نيست و کتمان يا تکذيب آن نيز حکايت همان حنائيست که ديگر رنگي ندارد ولي آن چيزي که جاي تعجب دارد و مردم را با ابهامات فراواني مواجه مي کند اين است که چرا در حاليکه زمينهاي کشاورزي خوزستان تشنه است و مردم اين استان بيش از هر کس و هر جايي به اين آب و حتي بيشتر از آن احتياج دارند اين آب منتقل مي شود.
دكتر مهدي قميشي دانشیار دانشكده مهندسی علوم آب دانشگاه شهید چمران اهواز:اگر آب اضافي و جود داشته باشد انتقال پروژه آب قابل بررسي است.
نماينده ولي فقيه در استان يزد: مسئولان با جديت پيگير خط دوم انتقال آب باشند
یزد - خبرگزاری مهر:
مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران گفت: خط دوم انتقال آب به استان یزد باید با جدیت هرچه تمام پیگیری شود
به غیر از انتقال آب به استانهای اصفهان، یزد و رفسنجان که هر از چند گاهی مطرح می شود، جدیدترین ایده دولت برای برداشت آب از سرشاخه های کارون به سفر یک ماه اخیر هیئت دولت به استان کرمان بازمی گردد که در آن محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور اعلام کرد:طرح انتقال آب زاگرس (این بار با نامی جدید که در نهایت یعنی همان سرچشمه های کارون)برای برطرف کردن مشکلات پسته داران استان کرمان مطرح شده است.
این نگرانی سالهاست به کابوس مردم خوزستان تبدیل شده زیرا انتقال آب کارون باعث نابودی کشاروزی و غیرقابل سکونت شدن بسیاری از روستاهای مسیر رودخانه کارون می شود که تنها شغل مردمان آن کشاورزی و دامداری است و این موضوع درتناقض با سیاستهای دولت مبنی بر جلوگیری از مهاجرت مردم از روستاها به شهرهاست.
در مجموع باعث می شود این سئوال درذهن هر انسان متفکر پیش اید که دلیل انتقال آب کارون برای دیگر شهرها چیست و صرف میلیاردها تومان هزینه چه ضرورتی دارد؟
سایتو بیار بالا تا نتیج
یه ذره آرومم کنه
این نفسای آخره
دلم داره شور می زنه ( ایسیم زده بالا)
همش دارم فرک می کنم
زابل ام رام نمی دن
درصدام زاغارت شده
بچه ها هم شام نمی دن
دارم می میرم ای خدا
کی حال داره سال دیگه؟!!!
come oooooooooooooooon!!!!
.
.
ساعت یک بعد از ظهر است و هیچ خبری نیست که نیست
پ.ن : به اطلاع دوستان می رسانیم که صفت جدیدی بر هم صفات هشتاد و پنجی ها افزوده شده به نام " هشتاد و پنجی های اهل کوفه!" حالا این وسط پیدا کنید ابن ملجم و قطام و معاویه و عمر و عاص هشتاد و پنجی ها را!
اولين روز دبستان بازگرد
کودکيها شاد و خندان بازگرد
بازگرد ای خاطرات خوب من
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به دارا داده بود
مانده در گوشم صدايی چون تگرگ
خش خش جاروی بابا روی برگ
همکلاسی هاي من يادم کنيد
بازهم در کوچه فريادم کنيد
کاش هرگز زنگ تفريحي نبود
جمع بودن بود و تفريقی نبود
اي دبستانی ترين احساس من
بازگرد اين مشقها را خط بزن
سلام هایی شیرین بر کاروانی که رفته رفته به آبادیه وداع داخل میشوند .
همروان، یاد باد سرود شروع، که هرگز نخواهیم از یاد بردش .
سرودی که هر یک از ما بار اول در ابتدای راهی به نظر ناتمام سر دادیم .
اری ناتمام .
.مسافر ماندنی نیست. در حالی که یادش را اسمان خاطراتش پژواک میدهد ...
سلام
تو را میگویم ای اولین همسفر، ای انکه دیدنت بر من همچون زندگی بود و ای یاد اور لحظات زیستن.
در کنار هم پیمودیم انچه را که برگزیدیم دانسته به پایان میرسانیم، اگر با لبخندی خیس، اگر از اشک وداع !
نوشتی برگهایی که ساربان می اموخت .. کاروان همچنان می رفت و من بدنبالش و بدنبالت
بر چشمه ها و زیر سایه ها نوشتی و من خواندم .. خواندنی از روی شوق ..
رسواترینم اگر پس از هجرت فراموشت کنم!
یاد را باید بجا اورد .
تو را فراموش نتوان کرد .
زندگی را باید تجربه کرد
آنگاه خاطره ای از بودنت ساخت.
سلام بر کاروانیان
سلام بر
های وهوی کلاسی پر از همکلاسی ....
سلام بر
شوق دیدارهایی تکراری .....
سلام بر چمدانهای فاصله ....
سلام بر غروب روزهای فراغ ...
گویا سفر بر مسافر واجب است
سرمایی که کم کم رفتنی بود . گرمایی که به انتظارش دستها برخاسته اند .......
اینه هایی که خاک گرفته و رنگی جز کدورت ندارند!
کنجی کرخت نشسته ام ./ گیج و غمین ./ ندانم که ایا بودی یا تصور باطلم شعبده ای برایم ساخته بود ./ در اینه ها بدنبالت دویدم، دیگر نمیتوانم به اینه ای رو کنم. دیگر به دنبالت نخواهم گشت . / تو در اینه ی چشمانم تنها خود را دیدی ./ خود خواه./
چشمها را باید شست./ تاکنون نفهمیدم سهراب چه گفته ./ اری ، پس از خوابی عمیق چشمها را باید شست ./
همه چیزهای خوب بالاخره پایانی دارند، و این عصر نیز به همچنین. باعث هم خوشحالی و هم ناراحتی ما است که به شما عزیزان اعلام می کنیم این نیز به پایان رسید. امیدوار هستیم که شما از بازی کردن این بازی به همان اندازه که ما از ارائه آن به شما لذت بردیم، لذت برده باشید و متشکریم که تا پایان بازی ماندید. شروع ترم جدید ۲۲بهمن عید نوروز عید فطر...! بر شما مبارک!
به این نتیجه رسیده ام که نخبه بودن ، شرط استاد شدن نیست.
جای دیگری ، چیزی شنیده ای باور نکن. شایعه است!
عید همه دوستان مبارک!