ساعت  رو نگاه کردم ....

دیگه وقتی نمونده بود

چشمام ناباورانه به غروب جمعه ای گرم توی تابلویی که چند ماه درگیرش بودم خیره بودن

داره تموم میشه امین باور کن

اما چطور؟

میخندیدم .

 شاید

 فکر میکردم که میخندم

 کوبش نبضی که مدام یاداور گذر زمان بود این خنده را از لبانم میگرفت

شاید

 "دوستان ما فردا پرواز میکنیم" این جمله ای بود که شب پیش برای دوستانم فرستاده بودم

پایان نقاشی یعنی به خاطر سپردن لحظات شاد

تابلویی  که روی دیواره گلی و نمناک  مینشیند

حتی خودم طاقت دیدنش را ندارم

فشار منفی - چگونگی پدیده خلازایی را اکنون حس میکنم

با افزایش سرعت که میگوید فشار کم میشود ؟ ؟ ؟

که میگفت تا 6 ، 7 ماهه دیگر هووووووووووووووووووو

اخر این ترم دوستان نزدیک است

 نگوییم اولش است

همینطوری به اخرش میرسیم

باور کنید

شنبه تولدی دیگر