می دانم هم کلاسی. می دانم این درد تو هم هست. تو هم بارها این طوری شدی.من هم شدم.بارها خواستی سوالی در کلاس بپرسی و از ترس اینکه مورد تمسخر استاد و دانشجو قرار بگیری سوال ات را قورت داده ای.از ترس اینکه سوال ات بدیهی باشد و تیکه ای نثارت کنند. می دانم. می دانم که ما نمی دانیم اینجا دانشگاه است .دانشگاه یعنی مکان گفت و گو و تبادل نظر .می دانم که ما مشکل فرهنگی داریم.می دانم که الگوهای ما این طور نبوده اند.می دانم که خیلی  نباید ها را در دانشگاه با افتخار انجام می دهیم و خیلی باید ها را نادیده می انگاریم.